حماسه سیاسی ، حماسه اقتصادی

درباره ما
پيوند ها
آخرين مطالب
آمار وبلاگ
 

 

درفرهنگ انقلابی ودینی ما کلمه حماسه همیشه مترادف بوده است با یک «نماد». نمادی که مظهرقدرت واقتدار ملت ما است، حماسه یعنی این که رفتارهای جمعی مردم دریک موضوع مشخص چنان باید پرقدرت و درخشان باشد که جز «حماسه» نتوان نام دیگری بر آن گذاشت. به نظر می رسد بعداز گذشت ۳۴ سال از پیروزی انقلاب اسلامی رهبر فرزانه انقلاب این توقع وانتظار را دارند که ظرفیت های بالقوه مردم و جامعه اینک باید بصورت «حماسی» در عرصه داخلی و بین المللی بروز و ظهور عینی پیدا کنند.
 
درواقع در ۳۵ سالگی انقلاب، تشخیص معظم له این بوده است که نظام از مرحله بلوغ وجوانی گذشته است و اینک در مرحله میان سالی، عقلا نوع رفتارها نیز از این مجموعه بالغ و باشعور متفاوت است و انتظار از یک جامعه به تکامل رسیده این است که در همه عرصه ها نوع حضور بصورت تکامل یافته تر و در واقع حماسی باشد تا ماندگاری و پویایی آن در گذر زمان محو نشود.
 
مزین شدن سال ۱۳۹۲ به نام «حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی» درواقع بیان نوع انتظار و سطح توقع حضرت ایشان از رفتارهایی است که باید در این سال شکل بگیرد.
 نامگذاری های هرساله ایشان درواقع یک هدف گذاری مشخص وتعیین چارچوبی بوده است که بایستی روند اموردرآن مسیر شکل بگیردوبنظر می رسد سرانجام نامگذاری های ۲۲ سال گذشته این است که همه رفتارهای انجام شده سال های قبل، امسال باید درشکلی دیگر وباعمق ومحتوای خاصی بروز عینی یابند.
 این که ایشان توقع حماسه سیاسی دراین سال را دارند نباید در سطح بماند و این گونه القا شود که مردم در انتخابات حاضر شوند، که البته این ابتدایی ترین خواسته ودرواقع دستور ایشان است،و بایستی به طور جد از برخوردهای سطحی وجوزده با نام امسال به شدت پرهیز شود تا معنا و مفهوم این نامگذاری نه تنها برای امسال بلکه برای سال های آتی نیز پابرجا بماند.
 درتبیین موضوع حماسه سیاسی از منظر معظم له باید گفت در کالبدشکافی این نامگذاری، ایشان به نوعی عمق بخشی به مفهوم «مردم سالاری» را مدنظر دارند که چیزی فراتر از مفهوم کلمه دموکراسی درفرهنگ سیاسی جهان است و صرفاً به مقطع انتخابات خردادماه معطوف نمی شود. بلکه سطح توقع ایشان این است که در تمام طول سال با توجه به شرایط داخلی وخارجی حضور مردم به گونه ایی باشد که همه شرایط ناحق بین المللی وهمه فتنه انگیزی های داخلی وتلاش برای انحراف مسیر انقلاب اسلامی درنطفه خفه شوند و مجال بروز نیابند و این مهم میسور نمی شود الا با یک حضور حماسی.
 دربررسی نامگذاری امسال به نام حماسه اقتصادی می بینیم که امسال نیز در تداوم نامگذاری سال گذشته که حمایت از تولید ملی، کار و سرمایه ایرانی بود، امسال بایستی مسیر دنبال شده در موضوع اقتصادی و هدف گذاری هایی که انجام شد درسال ۹۲ به صورت تکامل یافته تر و حماسی انجام شود که درواقع موضوع ومفهوم نامگذاری سال ۹۱ نه تنها پایان نیافته بلکه به شکل زیباتر و ملموس تری درنامگذاری امسال متبلور شده و مستتر است.
 در این زمینه سخن و کلام فراوانی می توان گفت اما باید این موضوع را به جد بیان نمود که عالمان سیاسی و اقتصادی و صاحبان رسانه از هرفرصتی برای تبیین دقیق ومفهومی نامگذاری سال ۱۳۹۲ که نامی خاص و پرمعناست استفاده نمایند و در هرفرصت ابعاد وجزئیات بیشتری از این نامگذاری را برای مردم توضیح دهند تا مفهوم حماسه و چگونگی خلق حماسه درجامه نهادینه شود، هرچندکه مردم بابصیرت ، باشعور و مسلمان ایران خود بهتر از هرکسی می دانند در کدام برهه اززمان ودرکدام بزنگاه تاریخی به میدان بیایند و حماسه های زیبا را بیافرینند.
 
منبع : تسنیم





نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : شنبه 7 اردیبهشت 1392 

 

رهبر معظم انقلاب در پیام نوروزی خود خطاب به ملت ایران، سال 92 را سال « حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی » نام گذاری کردند. این امر نشان دهنده اهمیت اقتصاد در کنار سیاست در تفکر رهبر انقلاب است و ایشان با اذعان به سختی های اقتصادی که در سال 91 بر ملت ایران بار شد، با این نام گذاری درجه اهمیت اقتصاد را در برهه حساس کنونی یاد آور شدند. هرچند سال های قبل نیز محور شعارهای رهبر معظم انقلاب اقتصاد بود، این سال با عنوان سال « حماسه » اقتصادی در شعار ایشان تجلی میابد.
 
دلیل حماسه سازی در سال 92 اما چیست؟
 
 سال 91 که شروعش با آثار تورمی هدفمندی یارانه ها و به دنبال آن افزایش نرخ ارز و در نهایت تحریم های همه جانب دشمنان ایران بود، تا پایان شاهد انواع و اقسام موج ها و شوک های اقتصادی به خصوص برای قشر متوسط و ضعیف جامعه ایران بود. شوک های اقتصادی که هر کدام از آنها یک به یک بر بدنه اقتصاد کشور فرود آمد و همراه شد با دستپاچگی و بی برنامگی مسئولان دولت و مجلس در برخورد با این شوک ها.
 
رهبر انقلاب نیز در پیام نوروزی خود به این مسئله به شکلی کاملا شفاف و واضح اشاره کردند و فرمودند: در زمینه‌ی اقتصاد البته بر مردم فشار وارد آمد، مشکلاتی ایجاد شد؛ بخصوص که اشکالاتی هم در داخل وجود داشت؛ برخی از کوتاهی‌ها و سهل‌انگاری‌ها انجام گرفت که به نقشه‌های دشمن کمک کرد.
 
 بدون شک از منظر رهبر انقلاب مجموعه سهل انگاری ها و سوء مدیریت های اقتصادی در سال 91 پنهان نمانده است و ایشان به خوبی درجه اهمیت و تاثیر این دست از سوء مدیریت ها را بر بدنه جامه و اقتصاد بیان کرده اند.
 
 اما شعار امسال تا حد زیادی متفاوت با شعارهای اقتصادی سال گذشته است. این سال، سال «حماسه» است و دلیل آن تا حد زیادی واضح است. شوک ها و سختی های اقتصادی که در سال 91 بر کشور بار شده است به راستی نیازمند یک حماسه سازی برای عبور دادن کشور از گردنه بحران اقتصادی است.
 
 در جایی که تولید ملی ضربات بزرگی به دلیل اشتباه در اجرای هدفمند سازی یارانه ها خورده است، در جایی که افزایش نرخ تورم به شکل بی سابقه ای طی یک دهه گذشته تداوم یافته و از مرز 30 درصد عبور کرده است و همچنین همزمان با آن افزایش نرخ ارز منجر به افت ارزش پول ملی و کاهش دسترسی به کالاهای خارجی و وارداتی شده است، حماسه سازی اقتصادی لازمه بازگرداندن کشور و اقتصاد آن به حالت عادی است.
 
 آنچه اهمیت دارد این است که حماسه اقتصادی در کنار حماسه سیاسی از دید رهبر انقلاب بیان شده است و با توجه به اشاراتی که رهبر انقلاب در پیام نوروزی خود به مسئله انتخابات ریاست جمهوری داشتند، گویا اینطور به نظر میرسد که بخش اعظمی از این حماسه آفرینی اقتصادی بر گردن و به دوش دولت بعدی است.
 
 رهبر انقلاب اشاره کرده اند که: لازم است هم در زمینه‌ی اقتصاد، هم در زمینه‌ی سیاست، حضور مردم حضور جهادی باشد. با حماسه و با شور باید وارد شد، با همت بلند و نگاه امیدوارانه باید وارد شد، با دل پر امید و پر نشاط باید وارد میدانها شد و با حماسه‌آفرینی باید به اهداف خود رسید.
 
 بدون شک می توان گفت حماسه سازی اقتصادی از هر دو جبهه – مردم و مسولان – باید مد نظر واقع شود. در جبهه مردم همانگونه که رهبر انقلاب اشاره کرده اند، نگاه امیدوارانه و همت بلند لازمه حضور جهادی است و در جبهه مسئولان نیز با توجه به تجربیاتی که از سال 91 به دست آمده است، برنامه ریزی دقیق، پرهیز از برخوردهای دفعتی و تصمیم گیریهای خلق الساعه و مدیریت فضای اقتصاد کشور به شکل روشمند و هوشمندانه است.
 
 شعار امسال تفاوتی فاحش با شعارهای سال گذشته دارد زیرا در دل خود اهمیت و بزرگی اقداماتی که باید برای حماسه سازی صورت پذیرد را جای داده است. حماسه سازی یک شرط اساسی دارد، و آن همدلی همیاری کسانی است که قرار است حماسه بسازند.
 
 با این شرط، باید از مسئولان خواست که با مدیریت صحیح و علمی، مردم را با برنامه های خود و مسیر تحول اقتصادی کشور در این برهه حساس همراه سازند و بر اساس تغییر شرایط مسیر حرکتی اقتصاد کشور را تغییر دهند. و این وظیفه ای است که هم بر دوش دولت فعلی است و هم بر دوش دولت آینده.
 
منبع: سایت حرف آخر





نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : شنبه 7 اردیبهشت 1392 

 

نزدیک به یک دهه است مقام عظمای ولایت، حضرت آیت الله العظمی خامنه ای با تدبیری هوشمندانه در ابتدای سال جدید با نامگذاری آن سال جهت گیری های کلان کشور را برای رسیدن به قله های پیشرفت تعیین می کنند.
 امسال نیز به روال سالیان گذشته ایشان در ابتدای تحویل سال جدید شمسی با تبریکات صمیمیانه افق کاری را برای برنامه های کشور در سال پیش رو جلوی دیدگان مسئولین و مردم قرار دارند و با نامگذاری “ سال حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی ” تکلیف ورود به عرصه های مهم کشور را مشخص کردند.
 از دید نگارنده این نامگذاری از دو جهت قابل تامل است، اول اینکه با چه هدفی این نامگذاری صورت گرفته است؟ و دوم آنکه در ادامه وظیفه مسئولین کشوری و ملت در قبال توصیه و فرمایشات رهبری چیست؟
 اگر سیر نامگذاری این چند سال را مورد کاوش قرار دهیم، درمی یابیم که ایشان با تدبیری حکمت آمیز هرسال پله ای را برای صعود به قله سربلندی و پیشرفت ایران اسلامی پیش پای ما قرار داده اند و در یک سیر به هم پیوسته قدم گذاشتن در جهت گیری آن سال، زمینه ساز و تکمیل کننده برنامه های نامگذاری شده در سال بعدی می باشد و همه این مقدرات راهی است برای فتح قله پیشرفت و عزت ملی.
 در برهه ای که رهبری دهه چهارم انقلاب را دهه “ پیشرفت و عدالت ” نامیدند و در ادامه آن با نامگذاری هرسال به برنامه ریزی های کلان کشوری جهت دادند، هدف این بوده و هست که ما نباید فقط در زمینه جبران کاستی های به جا مانده از دوران قبل از انقلاب و جنگ ۸ ساله دفاع مقدس باشیم. این یک هدف کوچک از اهداف بلند مدت چشم انداز بیست ساله کشور است. بلکه باید با بالا بردن افق دیدمان به فکر کسب و فتح قله های تمدن اسلامی-ایرانی در تمام عرصه های سیاسی، اقتصادی، علمی، فرهنگی و… باشیم. همان هدفی که در مبحث آینده پژوهی اسلامی در حال شکل گیری است.
 رهبری معظم با محور قرار دادن دو عرصه مهم که در سال ۹۱ چالش هایی با آتن داشتیم و در سال ۹۲ با در پیش بودن انتخابات ریاست جمهوری و شورای شهر و از طرفی پیگیری مرحله دوم هدفمندی یارانه ها و پیشبرد اهداف کلان اقتصاد مقاومتی در کشور، خواستار ورود هر چه قوی تر مسئولین و ملت در این میدان هاست تا به قولی در این دو عرصه که در سال گذشته با تحریم های فلج کننده شان و از طرفی با سیاسی کاری غرب برای منزوی کردن ملت و قرار دادن مردم در مقابل نظام تیرشان به سنگ خورد امسال با عزم بیشتر بتوانیم دشمن را در زمین خودش ضربه فنی کنیم.
 سال گذشته که کار شکنی های دشمن در زمینه تحریم نفتی و بانک مرکزی و دارو به اوج خود رسید و از طرفی کوتاهی بعضی از مسئولین در این زمینه کمک یار دشمن شدعه بود و فشار اقتصادی و گرانی ها به عموم مردم فشار می آورد و از سوی دیگر استکبار جهانی با مسموم کردن فضای سیاسی کشور با هدف دلسرد کردن ملت از نظام و رهبری خود را تجهیز کرده بود.مقام معظم رهبری بر یک نکته تاکید زیادی داشته و همواره دعوت به استقامت تا رسیدن به پیروزی می نمودند. ایشان مثال کوهنورد صبوری را مطرح می کردند که برای رسیدن به قله کوه از دامنه کوه شروع کرده و سختی های زیادی را متحمل شده و از پیچ و گردنه های صعب العبور رد می شود تا به فتح قله نائل آید. رهبر عزیزمان موقعیت ملت ما را در حال عبور از این پیچ های سخت  می دانند و فشارهایی که مخصوصا در این سال اخیر پشت سر گذاشتیم را مایه دلگرمی برای رسیدن به پیروزی نهایی معرفی می کنند.
 به همین علت است که فرمودند کشور دوران حساسی را پشت سر می گذارند و در حال عبور از پیچ خطرناک است و مسئولین و ملت سفارش می کردند مراقب عملکرد و مواضع و گفتار خود باشید که کوتاهی شما مصداق خیانت به کشور است. الحمدلله مردم همیشه در صحنه ها با همه کیدهای دشمن، مردانه با تحمل همه سختی های اقتصادی و بارگرانی ها در راهپیمایی ۲۲ بهمن بار دیگر از این امتحان سربلند بیرون آمدند و ثابت کردند پشتیبان نظام و ولایت فقیه خود هستند و حتی به برخی از مسئولین و خواص نشان دادند که در این راه از آنها هم جلوتر قدم بردارند.
 از منظر نگارنده هدف رهبری معزز از نامیدن امسال به سال حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی  فراهم آوردن زمینه های دستیابی ملت ایران به عزت و شرافت ملی است.ایشان در بیستمین سالگرد رحلت امام خمینی (ره) عزت ملی را اینگونه معنا می کنند:” عزت ملی فقط حرف نیست. این ترجمه عملی در همه عرصه های زندگی ما دارد. عزت ملی در مدیریت کشور به این معناست که یک دولت  یک نظام به ملت متکی باشد، به مردم متکی باشد. عزت ملی در مسائل اقتصادی به این است که کشور به قدرت خودکفایی برسد. بتواند اگر چیزی از دنیا نیاز دارد می گیرد، چیزی هم دنیا به او نیاز داشته باشد و در مقابل از او بگیرد، مغلوب نباشد، مقهور نباشد. عزت ملی در عرصه علم به این است که جوان دانشجو او، پژوهشگر او، عالم محقق او سعی کند مرزهای علم را درنوردد و علم را تولید کند.
 عزت یک ملت در سیاستهای گوناگون و در تعاملش با کشورهای دیگر و دولتها و قدرت ها این است که از استقلال رای برخوردار باشد. عزت ملی در عرصه فرهنگ به این معناست که یک ملت به سنت های خود پایبند باشد. مقلد فرهنگ های بیگانه و مهاجم نشود.”
حماسه به چه معناست؟ چرا مقام معظم رهبری بر روی فعالیت های اقتصادی و سیاسی نام جهاد حماسی گذاشتند؟!
 ایشان در پیام نوروزی خود فرمودند:” زمینه ها برای حرکت رو به جلو فراهم شده و در زمینه سیاسیت و اقتصاد جهش لازم آماده است. سال ۹۲ سال پیشرفت و تحرک و ورزیدگی ملت ایران است.”
 پس اگر بخواهیم در بخش دوم تحلیلمان وارد شویم با توجه به فرمایشات رهبری، وظیفه ای که ایشان بر عهده مسئولین و مردم نهادند باید مورد توجه قرار گیرد.
 یعنی در عرصه ی سیاست که امسال انتخابات مهمی را در پیش داریم باید هم حضور مردم جهادی و پرشور باشد تا حماسه ای سیاسی و چشم دشمن کورکن محقق شود و هم نامزد های شرکت کننده منافع شخصی و حزبی خود را کنار گذاشته و فقط برای حفظ نظام و مملکت شان پا به عرصه بگذارند تا تکمیل کننده پازل دشمن نشوند.
 در عرصه اقتصادی هم باید حمایت از تولید ملی از یک سو و قوی تر کردن بدنه اقتصاد مقاومتی از سوی دیگر جدی گرفته شود تا از نظر اقتصادی بتوانیم به جایگاهی برسیم که اگر تمام امکانات خارج از کشور را هم برایمان تحریم کردند، با خود کفائی ، نیازی به آنها احساس نشود.
 در حال حاضر وظیفه تک تک مسئولین لبیک به سکاندار انقلاب است اما نه فقط در شعار دادن هایشان و نصب بنر و پوستر!
 بلکه در عمل باید همه مدیران دولتی و غیر دولتی مرد میدان شده و با حماسه آفرینی، ایران اسلامی را به عزت ملی و پیشرفت بومی برسانند.
 
منبع: سایت صبح قزوین





نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : شنبه 7 اردیبهشت 1392 

 

سال جاری در شرایطی آغاز شده که رهبر معظم انقلاب برای پنجمین‌بار متوالی عنوانی اقتصادی را برای سال انتخاب کرده و باز هم تکالیفی اقتصادی را در رأس وظایف مسئولان و مردم قرار داده‌اند.
 
 به اذعان کارشناسان این مساله نه تنها در بدنه اجرایی کشور مشاهده می‌شود، بلکه در بدنه قانونگذاری نیز به عنوان یک نقطه‌ضعف خودنمایی می‌کند؛ چه این‌که افزایش نیازهای وارداتی کشور و نبود سیاست‌های مناسب تجاری از یک سو و ضعف قوانین کارآمدی که کشور را در کوتاه‌ترین زمان ممکن در مسیر اعتلای اقتصادی قرار دهد سبب شده تا مشکلات اقتصادی باوجود تمام اتفاقات مثبت افزایش یابد.
  
 بر همین اساس امسال همزمان با افزایش تحریم ها و مشکلات اقتصادی کشور، حماسه اقتصادی به‌عنوان یک برنامه راهبردی در دستور کار قرار گرفته است، اما در صورت ادامه نگرش سال‌های گذشته بیم آن می‌رود که این برنامه نیز در نهایت به نتایج مدنظر منتهی نشود.
  
 در این رابطه «تقویت تولید» در رأس نسخه‌ای قرار دارد که دکتر ابراهیم رزاقی کارشناس و استاد مو سپید دانشگاه برای حماسه‌سازی در اقتصاد ایران پیشنهاد می‌کند. عضو سابق هیات علمی دانشگاه تهران، تولید را نبض برنامه‌های اقتصادی عنوان و تأکید می‌کند که تمام موج‌های بعدی تغییرات از جمله اصلاح سیاست‌های ارزی باید از این نقطه آغاز شود.به گفته او دولت بعدی نقشی کلیدی در حل این مشکلات دارد و می‌تواند با اصلاح برخی برنامه‌ها و سیاست‌های نامناسب در عرصه اقتصادی، مسیر بلندمدت را برای رشد و شکوفایی کشور فراهم کند.
  
تصویری که شما از این روزهای اقتصاد ایران در ذهن دارید،چگونه است و ریشه این مشکلات اقتصادی از کجا ناشی شده است. 
  واقعیت این است که اقتصاد ما جزء اقتصادهای وابسته بوده و هست و تقسیم کار بین‌المللی در آن کاملا جا افتاده است؛ یعنی از زمانی که کشورهای صنعتی، ماشین را در صنعت به کار گرفتند و سرمایه‌داری حالت تهاجمی به خود گرفت، وابستگی اقتصاد ایران هم کلید خورد.این مساله در کشور ما از زمان پهلوی اول شروع شد و تا سیاست‌های اقتصادی بعد از دوران دفاع مقدس ادامه پیدا کرد.
  
 در این سال‌ها یک ساختاری در اقتصاد مانند اکثر قریب به اتفاق کشورهای دنیا به‌وجود آمده است که براساس آن ایران به فروشنده عمده نفت‌خام یا مواد پتروشیمی به صورت نیمه خام تبدیل شده و این موارد بخش بزرگی از درآمدهای کشور را تشکیل می‌دهد.
  
 محصولات کشاورزی صادراتی هم جنبه صنعتی ندارد. علت بروز این پدیده هم این است که بعد از سال‌های دفاع مقدس، سیاست‌های تعدیل اقتصادی در دستور کار دولت قرار گرفت که دقیقا یک سیاست تعدیل اقتصادی سرمایه‌داری آمریکایی بود؛ یعنی این سیاست ها همه چیز را به بازار واگذار می‌کند و بازار هم تابع حداکثر سود است.در این جریان دولت هم از دخالت باز داشته شد و از طرف دیگر نظارتی هم بر بخش خصوصی صورت نگرفت.این مسائل را در کنار ساختاری بگذارید که از دوران قبل از انقلاب برجا مانده بود؛ یعنی واردات نقش اصلی را در اقتصاد ایفا می‌کرده است.
  
 بنابراین از لحاظ درآمدهای ارزی، نفت خام و دیگر فرآورده‌های نفتی در رأس قرار داشتند و از لحاظ واردات هم کالاهای مصرفی که چیزی حدود 80 درصد واردات را تشکیل می‌داد، اقتصاد کشور را مورد تهدید قرار داده بود. نیاز 80 تا 90 میلیارد دلاری به واردات در شرایط کنونی که درآمد نفتی هم کم شده است، نشان می‌دهد که این ساختار دقیقا بر خلاف قانون اساسی رشد کرده است. حال آن‌که در اصول مختلف قانون اساسی یا وصیت‌نامه امام خمینی(ره) بارها بر استقلال اقتصادی و این‌که مصرف داخلی باید در داخل تولید شود، تأکید شده است. در یک مقایسه دیگر می‌توان به مباحث جمعیتی و میزان وابستگی هم نگاه کرد.
  
 در حال حاضر جمعیت کشور نسبت به اوایل انقلاب دو برابر شده، در صورتی که وابستگی درآمد کشور به خارج از لحاظ نیاز ارزی ده برابر شده است. این در شرایطی است که ایران از لحاظ استقلال سیاسی در جهان تبدیل به یک الگو شده، ولی از لحاظ استقلال اقتصادی نتوانسته مسیر خوبی را طی کند؛ البته در بسیاری زمینه‌ها پیشرفت‌های بسیار خوبی حاصل شده، اما نمی‌توان از آن به عنوان استقلال اقتصادی یاد کرد. به‌عنوان نمونه همین خودروی ملی در سال گذشته نشان داد که تا چه اندازه وابسته است؛ این هم به‌دلیل سیاست‌هایی است که دولت‌ها در پیش گرفتند و قطعات را با دلار ارزان از خارج وارد کردند.
  
 از طرفی عمده سود فعالیت‌های اقتصادی هم در دلالی و توزیع و واردات است و دولت‌ها هم به دلیل تفکرات لیبرالی در این مساله دخالت نکرده‌اند؛ غافل از این‌که آن نظام لیبرالیسمی که مانع از دخالت دولت در اقتصاد می‌شود، بیشترین سود را در فعالیت‌های تولیدی قرار داده و می‌داند که در صورت آزادی فعالان اقتصادی بیشترین توجهات به سمت تولید معطوف خواهد شد. این آسیب‌ها در درجه اول آسیب‌هایی است که ناشی از دید مردم و مسئولان در اقتصاد است و رهبری هم بدرستی این ضربه‌پذیری را تشخیص دادند.
  
یعنی از نظر شما دلیل این نامگذاری‌ها معطوف به همین ریشه‌های نادرست اقتصاد ایران است؟ به عبارت دیگر آیا تحریم‌ها نقش ویژه‌ای در تغییر رویکرد راهبردهای اساسی نظام به سمت مسائل اقتصادی نداشته است؟ 
  
 دقیقا ریشه‌های اقتصادی علت اصلی این مساله است. من فکر می‌کنم در درجه اول مسئولان اقتصادی و بعد هم مسئولان سیاسی که این اقتصادیون را دعوت به کار می‌کنند و همچنین نمایندگان مجلس که بودجه‌های سنواتی و دیگر قوانین اقتصادی را تدوین می‌کنند در سال‌های بعد از جنگ به الگوی اقتصادی قانون اساسی که همان استقلال اقتصادی است باور نداشته و این‌گونه تصور کرده‌اند که علم اقتصاد یعنی همان الگویی که صندوق بین‌المللی پول و بانـــک جهانی ارائه می‌کنند. در واقع می شود گفت که طی 24 سال گذشته در بسیاری مقاطع افرادی به اداره امور اقتصادی کشور منصوب شده اند که اصلا آشنایی با قانون اساسی نداشته‌اند و اعتقادی به آن ندارند و اصلا آن را علمی نمی‌دانند.
  
با این شرایطی که از اوضاع اقتصادی کشور ترسیم کردید ، فکر می‌کنید برای حماسه اقتصادی چه کارهایی باید انجام شود؟ 
  به نظر من اولین نکته همان آسیب‌شناسی است که به‌صورت مختصر گفته شد. نکته بعدی این است که وقتی از حماسه سخن به میان می‌آید منظور یک حرکت مانند فوران آتشفشان با یک قدرت عظیم انفجاری است. مثال بارز این مساله دوران دفاع مقدس است که بیشتر مردم برای دفاع از کشور بسیج شدند و از هیچ خطری حتی جانفشانی نهراسیدند؛ بنابراین بدون شرکت بیشتر مردم، این حماسه‌آفرینی امکان‌پذیر نیست. نکته بعد این است که وقتی حمله نظامی به ایران صورت گرفت همه مردم از این قضیه اطلاع پیدا کردند و دولت هم در این زمینه اطلاعات کافی به مردم می‌داد. همین مساله سبب شد تا مردم هم برای حماسه‌آفرینی آماده شوند؛ اما در حال حاضر متأسفانه میزان آگاهی که به مردم در زمینه تهاجمات اقتصادی دشمن داده می‌شود بسیار اندک است.
  
 اگر درست عمل می‌کردیم باید مسئولان سیاسی و اقتصادی درستی شدت این تهاجم را با توجه به وضع اقتصادی ایران به مردم می‌گفتند و این‌که آیا این تهاجم کوتاه مدت است یا بلند مدت هم به مردم اطلاع داده می‌شد. حال آن‌که تاکنون فقط رهبری راجع به این مساله با مردم به صورت شفاف و واقع​گرایانه صحبت کرده‌اند و مسئولان دولتی هیچ چیزی نگفته اند؛ مانند این‌که اتفاقی نیفتاده است. دائم از نبود مشکل در فروش نفت، ذخیره‌سازی انبوه کالاها و کاهش شدید قیمت دلار در آینده نزدیک سخن می‌گویند حال آن‌که اثرات مشکلات تحریم و تهاجم اقتصادی دشمن بر زندگی مردم بوضوح مشخص است. در کنار این مساله کماکان تبلیغات تجاری، مصرف‌زدگی، تجمل‌گرایی و مالیات نگرفتن از فعالیت‌های مخرب اقتصادی، اقتصاد را با تهدید مواجه کرده است؛ یعنی دقیقا همان سیاست‌هایی که به ایجاد این وضع آسیب‌پذیر منجر شده است باز هم ادامه دارد.
  
مواردی که اشاره کردید عمدتا اقداماتی است که در بُعد ایدئولوژیک و تئوری باید مورد توجه قرار بگیرد. در بعد عملی چه مسائلی حائز اهمیت است تا امکان تحقق ابعاد دقیق و چارچوب حماسه اقتصادی فراهم شود؟ 
  در این زمینه اولین نکته این است که باید زمینه‌های حضور مردم فراهم شود. هر کس به سهم خودش باید حاضر شود. فعالیت‌های اقتصادی را به‌گونه‌ای انجام دهد که اگر سود آن کم بود، ناراحت نشود. برای این اتفاق هم مردم باید خطر را احساس کنند و این خطر باید به روشنی برای همه خانواده‌ها شناخته شده باشد.
  
 نکته مهم در این میان این است تا زمانی که سیاست‌های فعلی ادامه دارد و سالانه هم 80 تا 90 میلیارد دلار از درآمدهای نفتی به واردات اختصاص داده می‌شود، مردم هر کاری هم که بکنند به موفقیت کشور منجر نخواهد شد. برای این‌که دولت در این 24 سال همواره برخلاف بایدها عمل کرده است.
  
 ما فقط با تولید می‌توانیم حماسه آفرینی کرده و به استقلال اقتصادی دست پیدا کنیم. واردات که حماسه آفرینی نیست! برای رشد تولید هم در درجه اول نباید به تولید صدمه زد. این همان مقدمه‌ای است که رهبر معظم انقلاب در سال گذشته با نامگذاری سال حمایت از تولید ملی اعلام ​کردند، ولی درست در همین سالی که باید به تولید توجه می‌شد تولیدات صدمه دید و سهم آن از یارانه‌ها پرداخت نشد. در درجه دوم دلار ارزان قیمت نفتی صرف واردات کالاها و قطعاتی شد که با وجود واردات، نسبت به تولیدات داخلی ارزان‌تر شده است.
  
 طبیعی است که در این شرایط تولیدکننده هم دست از تولید بکشد و به فکر واردات بیفتد. پس برای حماسه اقتصادی کار دیگری که باید انجام شود یک بازنگری در فرآیند تخصیص ارزهای نفتی به واردات است، یعنی این دلار باید به قیمتی فروخته شود که به نفع تولیدکننده داخلی باشد. ما هیچ راهی نداریم جز این‌که یارانه‌ای که به تولیدکنندگان خارجی می‌دهیم به فعالان اقتصادی داخلی در عرصه‌های مختلف تولیدی از جمله صنایع و کشاورزی بدهیم.
  
منظورتان از یارانه به تولیدکنندگان خارجی چیست؟ لطفا کمی مصداقی‌تر در این زمینه صحبت کنید. 
  دلار ارزان یعنی اعطای یارانه به تولیدکننده خارجی و حذف تولیدکننده داخلی از گردونه رقابت. در این میان توجهی به تورم داخلی نشده و تولیدکننده داخلی قربانی این تورم می‌شود؛ اما چون نرخ دلار ثابت مانده در واقع یارانه‌ای به تولیدکننده خارجی داده می‌شود که توان رقابتی او را در برابر فعالان داخلی افزایش می‌دهد. همین امر سبب شده تا بسیاری از تولیدکنندگان داخلی تبدیل به واردکننده شده‌اند و برخی هم قطعات خارجی را به اسم قطعات ایرانی به‌کار می‌گیرند.
  
 در بخش کشاورزی هم وضع همین‌طور است. با دلار ارزان نفتی گندم وارد شده که قیمت تمام شده آن کیلویی 3000 تومان است، اما گندم تولیدی کشاورز داخلی کیلویی 500 تومان خریداری می‌شود. در مورد بسیاری از کالاها این‌گونه رفتار شده است. هر جایی هم که قدری جان گرفته کالای مشابه آن وارد شده و تولیدکننده داخلی ورشکست شده است.
  
 این درست برخلاف مسیری است که به استقلال اقتصادی منتهی می‌شود. دقیقا در یک شرایط جنگ اقتصادی به‌گونه‌ای عمل شده که سربازان خارجی توان غلبه بر سربازان داخلی را پیدا کرده‌اند. در شرایط کنونی قهرمانان واقعی تولیدکنندگانی هستند که روی مرز بودن یا نبودن به فعالیت خود ادامه می‌دهند؛ بنابراین اگر سیاست‌های دولت تغییر کند، امیدی به ایجاد تغییر و حماسه در ایران وجود دارد.
  
 ما بیکاران زیادی داریم که حاضر به کار کردن هستند و همین مساله نقطه قوتی برای رونق بخشیدن به تولیدات است چرا که ما نیامده‌ایم همان الگویی که در صنایع دفاعی افتخار آفریده در دیگر صنایع هم پیاده کنیم؟ دولت می‌تواند با سرعت صنایع و کارخانجاتی را به‌وجود بیاورد که ارتباط تنگاتنگی با بخش‌ های تحقیقاتی و سازنده‌های مواد اولیه داشته باشند تا کشور از واردات بی‌نیاز شود؛ بنابراین نقش اصلی برعهده دولت است که البته در کنار آن باید مراکز تحقیقاتی در بخش‌های مختلف اقتصادی اعم از علمی و عملی در زمینه‌های صنایع و کشاورزی فعال شوند. همه دولت‌های بعد از جنگ وعده داده اند که نسبت به نفت بی‌نیاز خواهیم شد؛ اما در عمل وضع بدتر شده است. اگر این سیاست‌ها در دولت بعدی هم بخواهد ادامه پیدا کند، امیدی نیست که بخش خصوصی بتواند حماسه بیافریند. حتی وضع تولید ممکن است بدتر هم بشود.
  
از صحبت‌های شما این گونه بر می‌آید که دولت در مسیر حماسه اقتصادی مهم‌ترین نقش را ایفا می‌کند. به این ترتیب پیشنهاد شما به دولت بعدی که در سال جاری روی کار خواهد آمد، چیست؟ 
  ببینید؛ دولت با امکانات عظیم درآمد ارزی که دارد، می‌تواند زمینه‌های استقلال اقتصادی را فراهم کند؛ اما در این زمینه باید اولویت​بندی‌هایی مدنظر قرار گیرد. در وهله اول دلار باید به قیمتی برسد که به نفع تولیدکننده داخلی باشد. دوم به تولیدکننده داخلی یارانه داده شود و سوم این‌که از ابزار مالیاتی به نحو کارآمدی استفاده شود. در این جریان باید موانع توسعه تولید از بین رفته یا حداقل کاهش یابد و تمام فعالیت‌هایی که سودهای بالا در غیر تولید می‌برند، فلج شوند. این کاری است که کشورهای صنعتی و سرمایه‌داری هم انجام داده‌اند، چه برسد به ما که قصد تبدیل شدن به یک کشور سرمایه داری و سودپرست را نداریم. فضاهای آموزشی و دانشگاهی و حتی فضاهای قضایی و تصمیم‌گیری هم باید تغییر کند.
  
 بسیاری از بودجه‌های سالانه و برنامه‌های عمرانی با قانون اساسی مغایر است و نیاز به بررسی دقیق‌تر و جدی‌تر دارد. وقتی این فضا باشد مردم الگوهایی بر خلاف الان می‌گیرند که منطبق بر نمونه‌های جهاد اقتصادی و نمونه‌هایی که مسبب ارتقای انسان در جهت کمک به همنوع، ایجاد تعاون و قانع بودن به کمتر است. در چنین شرایطی با جنبشی روبه‌رو خواهیم شد که حماسه‌ای با حضور ده‌ها میلیون ایرانی منطبق بر فرمایشات رهبر معظم انقلاب به‌وجود خواهد آمد. اگر هر کدام از آحاد جامعه یک مقدار از منافع شخصی خودشان کم کرده و کار با کیفیت‌تر انجام دهند این حماسه حاصل خواهد شد.
  
در صحبت‌های شما یک نکته نگران‌کننده وجود دارد و آن این‌که در سال‌های گذشته آن‌گونه که باید نامگذاری ها عملی نشده است؛ نه قانون اساسی جدی گرفته شده و نه فرمایشات رهبر معظم انقلاب، اما در سال جاری با وجود مشکلاتی که پیش‌روی اقتصاد کشور وجود دارد در صورت ادامه روند قبلی ممکن است تبعات جبران‌ناپذیری دامنگیر اقتصاد کشور شود. فکر می‌کنید برای جلوگیری از تکرار بی توجهی سالهای قبل به شعار امسال یعنی حماسه اقتصادی، در اولین قدم احتیاج به چه اقداماتی است؟ آیا قانونگذاری‌های جدید مشکل را حل می‌کند یا صرفا باید یک تغییر جدی در رفتار و عملکرد مردم و مسئولان ایجاد شود؟ 
  به هر حال کسی که می‌خواهد خلاف کند هر قانونی هم که تصویب شود باز هم خلاف خودش را انجام می‌دهد. پس قانون خودش ضربه‌پذیر است، هرچند در بهترین شرایط تصویب شود که البته الان این را هم نداریم؛ اما نکته مهم این است که ما چیزی به اسم گناه می‌شناسیم و این باید در درون ما وجود داشته باشد. این وضع جزء ویژگی‌های فرهنگی ماست.
  
 یک وزیر، نماینده مجلس یا رئیس جمهور باید ابتدا به الگوی اقتصادی در قانون اساسی اشراف داشته باشد که به طور کلی می‌توان آن را« استقلال اقتصادی» نامید. استقلال اقتصادی هم یک تعریف معلوم و مشخص دارد و آن این‌که برای مصرف خودمان، تولید داخلی داشته باشیم و این تولید هم به خارج وابسته نباشد. یعنی مجبور به فروش نفت خام برای واردات نیازهای مصرفی نباشیم. با سیاست‌های لیبرالی تحقق اهداف والای اقتصادی امکان‌پذیر نیست. ابزار اقتصادی هم مشخص است. این ابزار هم باید از لحاظ محتوایی با این اصول تطابق داده شود. مثلا یکی از این ابزارها بانک است که همان طور که می‌تواند عده ای را از راه‌های مختلف غیرمولد پولدار کند، این امکان را هم دارد که صرفا به تولیدکننده کمک کند و سپرده‌های مردم را به این سمت هدایت کند.
  
 ابزار اقتصادی مانند بودجه، بانک و وزارتخانه‌های مختلف و ... همه ابزار هستند. محتوای اصلی، تولید است که باید از هر طریقی مورد توجه قرار گیرد. این امر هم احتیاج به مدیریت اقتصادی و استفاده درست از ظرفیت‌های بخش خصوصی، تعاونی و دولتی دارد. نیازها باید از داخل تأمین شود و محققان و دانشگاه‌ها هم در خدمت تولید قرار بگیرند.
  
 به نظر می‌رسد که از نظر ایدئولوژیک و جهان‌بینی، شرایط برای حماسه اقتصادی کاملا مهیاست؛ اما باید وارد مرحله عمل شده و به عینیت تبدیل شود. اگر این فضا باشد، شرایطی به‌وجود خواهد آمد که تشکل‌های تولیدی رشد پیدا می‌کنند و بسرعت به سمت آنچه قرار است باشیم، نزدیک می‌شویم؛ یعنی رفع نیازهای حداقل و برقراری یک آرامش در جامعه که ضربه پذیری کشور را کم می‌کند. این مساله هم نیاز به سرعت بالاتر دارد تا ضایعات اقتصادی کمتر شده و آمادگی مردم هم برای ورود به این عرصه بیشتر شود.
 
  
 
 http://alef.ir
 





نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : شنبه 7 اردیبهشت 1392 

 

ایجاد یک تحول عمیق و بزرگ در عرصه اقتصاد ملی با روحیه جهادی و ورود شجاعانه و مبارزانه مردم و مسئولین و حرکت انقلابی و فداکارانه همگانی برای رفع معضلات معیشتی و تغییر اساسی در مقوله های اصلی اقتصاد همچون تولید، مصرف، کار و تلاش، رشد و پیشرفت در صنعت، کشاورزی ، علم و ارائه خدمات در چارچوب جهت گیری های مشخص شده در نظام می تواند ترجمانی از یک حماسه اقتصادی باشد و نمادهای آن در سال 92، کاهش تورم، تثبیت ارزش پول ملی، کاهش بیکاری، رشد صادرات و افزایش کیفی و کمی در تولیدات داخلی، بیشتر شدن مصرف کالاهای داخلی، کم شدن اسراف و کنترل گرانی، و بی اثر شدن فشارها و تحریم های دشمنان و سرانجام یأس نظام استکباری از اعمال فشار از طرق مسائل اقتصادی بر ملت ایران خواهد بود.
 
  برای تحقق و شکل گیری چنین حماسه ای در عرصه اقتصاد نیاز به:
 - آگاهی و بصیرت،
 - عزم و همت،
 -دانائی و معرفت،
 - توانائی و قدرت،
 - استعداد و مهارت،
 - منابع و ثروت،
 -روحیه و شجاعت،
 - تجربه و عبرت،
 -برنامه¬ریزی و مدیریت،
 -همدلی و وحدت،
 -کنترل و نظارت،
 - رصد و مراقبت،
 - پیشگیری از فساد و سوءاستفاده و برخورد قضائی همراه با قاطعیت،
 -انتظام ملی و امنیت
 - وسرانجام اراده سیاسی قاطع حاکمیت وجود دارد.
 
     آگاهی مردم و مسئولین نسبت به ضرورت یک تحوّل اساسی در عرصه اقتصاد و شکل گیری بیداری و بیشنی که علیرغم خواست و اراده دشمن در این مقطع بایستی اقتصاد را از خطرات و آسیب-هایی که از ناحیه فرصت طلبی های دشمنان یا نقطه ضعف¬های درونی آن تهدید می کند، نجات دهد.
   این فهم و بصیرت که با توجه به شرایط و وضعیتی که برای اقتصاد جهانی در همه کشورها و از جمله منطقه ما وجود دارد ،مشاهده سرنوشتی که برای اقتصادهای سوسیالیستی و کاپیتالیستی رقم خورده و چالش هایی که در آن گرفتار آمده اند و با توجه به فرصت تاریخی و استثنایی فراهم آمده برای ملت ما در بنیانگذاری یک اقتصاد سالم و غیربیمار و ناوابسته به یک یا چند محصول سرمایه ای مثل نفت و مستقل از خارج و مبتنی بر اقتضائات جغرافیائی، انسانی و فرهنگی و بومی خود زمینه یافته است. چنین بینش و بصیرتی شرط اول شکل گیری یک حماسه اقتصادی است.
     ایجاد عزم در حاکمیت و مردم، آن هم یک عزم همگانی و ملی با روحیه حماسی شرط دوم چنین حماسه ای است.
 
 شرط سوم وجود دانش و علم برای ایجاد تحول اقتصادی یعنی شناخت اهداف، سیاستها، راهکارها، ابزار و سازوکارهای آن است.
 
     شرط چهارم داشتن قدرت و توانائی و مهارت¬های انسانی برای تحول اقتصادی است.
 
   فرهنگ و روحیه و سرزندگی و نشاطٍ ورود به این میدان همچون فرهنگ و روحیه خودباوری و احساس توانائی، فرهنگ کار و تلاش، روحیه جسارت و خطرپذیری و بلندپروازیهای ممدوح، روحیه و فرهنگ اعتزاز و غرور ملی و روحیه دشمن ستیزی و مقابله جوانمردانه و عزت جویانه با مکائد و مکرهای دشمنان اسلام و مسلمین و خلاصه فرهنگ تحول و پیشرفت، شرط پنجم است.
 
     شرط ششم، همدلی، وحدت، برادری، همراهی، هم افزائی و کار جمعی و نشاط اجتماعی است مدیریت چنین تحول بزرگ و برنامه ریزی برای آن یعنی شناخت اهداف تحول، برنامه ریزی برای برداشتن گامهای آن، داشتن سیاستها و طرحهای روشن و توان مدیریتی برای اجرای آن شرط و لازمه بعدی است.
     استفاده از درسها و تجربه ها و عبرت گرفتن از گذشته ها و آزمون های پیشین و بکارگیری آن درسها در مسیر این تحول در همه صحنه ها نیاز و شرط دیگر این ماجرا است.
     وجود نظام کنترل و ارزیابی و نظارت مستمر و دقیق و هوشمند و اعمال مراقبت های اطمینان-بخش و بهره گیری کافی از نتایج نظارت ها و نیز از ضروریات این حرکت می باشد .
         سوءاستفاده و فساد در بطن هر حرکت اقتصادی وجود دارد. شناسائی و برخوردهای پیش گیرانه و بازدارنده اولاً و مجازات های اثربخش و قاطعانه ثانیاً از لوازم به بارنشستن هر تلاش اقتصادی است.
     وجود امنیت، امنیت در سرمایه، شغل، امنیت اجتماعی و نظم و انضباط در واقع نه فقط شرط بلکه بستر تحقق حماسه اقتصادی است.
     قوانین کارآمد، به هنگام و منعطف که جنبه های باثبات و پایدار حرکت و تحول اقتصادی را با جنبه های متغیر و منعطف آن همراه ساخته و در برداشته باشد ، نیز یکی از استلزامات کار است.
     و سرانجام و در رأس همه ،اراده سیاسی حاکمیت بدون آنکه دچار تزلزل گردد یا به چالش ها و فشار های ناشی از گرایش به منافع گروهی و حزبی و یا تأثیرپذیری از نفوذهای دوستان ناآگاه یا دشمنان دانا دچار شود دارای نقش راهبردی و تعیین کننده ای در این زمینه است.
     برای پی بردن به ظرفیت های موجود در خلق یک حماسه اقتصادی بایستی به پاسخ سئوالات زیر توجه داشته باشیم.
 1- آیا آگاهی و بیداری لازم برای حماسه¬آفرینی در عرصه اقتصاد در بین مردم و مسئولان شکل گرفته است؟به چه میزانی ؟
 2- آیا اراده، همت و عزم مناسب در مجموعه نظام (حاکمیت، نخبگان، گروه¬های مختلف مردم) وجود دارد؟ به چه میزانی؟
 3- آیا دانش و علم موردنیاز و شتاب علمی مناسب و پاسخگو به نیاز تحول اقتصادی در کشور وجود دارد؟ به چه میزانی؟
 4- آیا استعداد، قدرت و توانائی انسانی و سرمایه انسانی موجود کفاف این تحول را می¬دهد؟ به چه میزانی؟
 5- آیا ثروت و منابع طبیعی، ارزی، طلا ومجموعه دارائی¬های کشور پاسخگوی چنین تحولی هست؟ به چه میزانی؟
 6- فرهنگ اقدام و روحیه ملت و مسئولین در این زمینه چگونه است، خودباوری روحیه کار و تلاش و اقدام، فرهنگ ما می¬توانیم واعتمادبه نفس و مانند آن
 7- آیا گذشته¬های اقتصاد در کشور حاوی درس¬ها، تجربیات و آموزه¬های مؤثر در این تحول هست؟ به چه میزان؟
 8- آیا توان مدیریتی و اجرائی در کشور برای پیگیری و خلق حماسه اقتصادی وجود دارد؟
 9- آیا اهداف، سیاستها و برنامه¬های اقدام در این عرصه تدوین و روشن شده است.؟
 10- آیا امنیت موردنیاز و نظم و انتظام اجتماعی لازم برای حماسه¬آفرینی در عرصه اقتصاد وجود دارد.؟
 11- آیا قوانین و مقررات موجود جوابگوی این حماسه می¬باشد؟ قابلیت¬ها قانون¬گذاری در این زمینه چه مقدار است؟
 12- آیا دستگاه قضائی کشور توانایی و آمادگی های لازم در برخورد با مفاسد و سوءاستفاده¬های در این عرصه را دارد.
 13- آیا سازوکارهای پیشگیری از شکل گیری فساد و یا رصد وضعیت فساد و کنترل آن در کشور مهیاست.؟
 14- و سرانجام آیا اراده سیاسی قاطع و غیرشکننده ای در کشور برای حماسه¬آفرینی در اقتصاد شکل گرفته است.؟
 به همه سئوالات مذکور بایستی این سئوال را افزود که آسیب ها، ضعفها و کاستی¬های ما در هر یک از موارد پیش گفته کدام است و راههای برطرف کردن آن¬ها چیست؟
 
 با فرض اینکه پاسخ همه سئوالات فوق، مثبت باشد و براساس آنچه که از ظواهر اطلاعات و اخبار و مشاهدات موجود در کشور آشکار است، بطور نسبی در همه موارد تا حدود زیاد یا بسیار زیادی آمادگی وجود دارد،لازم است ظرفیت های موجود مورد واکاوی ودقت بیشتری قرار گرفته وچگونگی بهره گیری از آن ها در حماسه آفرینی اقتصادی مشخص گردد.
 دراینجا فقط به عمده ترین ظرفیتهای موجود که در کشور ما هست اشاره می گردد.وبحث از آن را به جای دیگری موکول می نمائیم.
 1- رهبری نظام
 2- استحکام وساخت درونی مستحکم نظام
 3- مردم مسلمان وانقلابی
 4- بیداری، آگاهی و هوشیاری مردم
 5-روحیه عزت خواهی مردم
 6-اعتماد مردم به نظام
 7- ثبات کشور
 8- پیروزی های گذشته در مواجهه باچالش های سیاسی،اقتصادی ونظامی
 9- زیرساخت های فنی ،مهندسی وصنعتی
 10- استعدادبرتر وجوانی جمعیت کشور
 
  
 
 http://www.mashreghnews.ir





نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : شنبه 7 اردیبهشت 1392 

 

نامگذاری سال 1392 به عنوان «حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی» از سوی رهبر معظم انقلاب، موجبات تحکیم و سرافرازی جمهوری اسلامی ایران را در مناسبات سیاسی و اقتصادی جهان و شور و نشاط وصف‌ناپذیر و عزم بزرگ ملت ایران رادر خلق دو حماسه عظیم سیاسی و اقتصادی رقم خواهد زد.
 
 حماسه سیاسی به معنای بیداری و امحاء کامل توطئه‌های سیاسی داخل و خارجی و حضور پرشور، آگاهانه و حداکثری مردم در انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای اسلامی و حماسه اقتصادی به معنی شکست کامل توطئه‌های اقتصادی دشمن و تداوم کار، تلاش و رشد تولید ملی با اتکا به منابع داخلی و تمرکز بر الگوهای مصرف اسلامی و جلوگیری از اسراف و تبذیر است.
 
مقام معظم رهبری هر ساله با پیام‌های عالمانه، دقیق و کارشناسانه خودشان چشم‌انداز سالانه را بر اساس شرایط و مقتضیات کشور در راستای نیل به افق چشم انداز توسعه تبیین می‌فرمایند.
 
 نامگذاری سال جدید تحت عنوان «حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی» همان قدر که برای دوستان انقلاب امیدبخش و نشاط آور است، برای دشمنان و بدخواهان نظام اسلامی شکننده و ناامیدکننده است که در ذیل به برخی از پیامدها و برکات سیاسی و فرهنگی و اقتصادی این نامگذاری بزرگ و مبارک اشاره می‌شود:
 
 1- این اقدام مدبرّانه موجبات اقتدار و عزم راسخ ملت بزرگ ایران را در مواجهه با توطئه‌های سیاسی و اقتصادی دشمن فراهم و بر وحدت کلمه و همدلی ملت سلحشور ایران خواهد افزود.
 
 2- هوشمندی و درایت پیشدستانه رهبر معظم انقلاب را در خنثی‌‌سازی توطئه‌های داخلی و خارجی دشمن به اثبات می‌رساند.
 
 3- تمام دستگاه‌های اجرایی کشور را همراه با مردم برای تحقق این دو حماسه بزرگ بسیج خواهد کرد.
 
 4- برتری نظام مردم‌سالاری دینی را در مواجهه با برون رفت از توطئه‌های سیاسی و اقتصادی در مقابل نظام‌های لیبرال و سکولار به نمایش می‌گذارد.
 
 5- با حضور آگاهانه و ده‌ها میلیونی مردم پای صندوق‌های رای، حماسه حضور بی‌سابقه مردم در راهپیمایی عظیم 22 بهمن تکمیل می‌شود.
 
 6- توطئه‌های دشمنان خارجی را بی‌اثر و رؤیاهای کج‌اندیشان داخلی و تشنگان سراب قدرت را نقش بر آب خواهد ساخت.
 
 7- بر اقتدار سیاسی و اقتصادی جمهوری اسلامی ایران در مذاکرات 1+5 خواهد افزود.
 
 8- موجبات بی‌اثر کردن تحریم‌ها و دلگرمی ملت‌های مسلمان را در مواجهه با استکبار جهانی فراهم می‌سازد.
 
 9- موجبات تغییر رویکرد فرهنگی در مناسبات بین‌المللی از انفعال به پیشتازی و افزایش قدرت رقابت‌پذیری جمهوری اسلامی ایران در معادلات سیاسی و اقتصادی جهانی را فراهم می‌سازد.
 
 10- موجبات ارتقاء کیفیت تولید و افزایش بهره‌وری سرمایه‌های مادی و انسانی را فراهم ساخته و به کاهش واردات کالاهای مصرفی و بهبود تراز بازرگانی کشور می‌انجامد.
 
 11- موجبات توسعه و ایجاد فرهنگ کار حداکثری و مصرف بهره‌ورانه و در حد نیاز را که رمز شکوفایی اقتصاد نظام اسلامی است را فراهم می‌سازد.
 
 12- بر مشروعیت مردمی و امنیت همه جانبه و کارآمدی نظام در عرصه‌های سیاسی و اقتصادی خواهد افزود.
 
 13- موجبات تقویت و تحکیم امنیت فضای کسب و کار و تحکیم همه جانبه بنیان‌های توسعه و پیشرفت کشور را در راستای رشد تولید ملی فراهم خواهد ساخت.
 
 14- موجبات عزم عمومی ملت سرافراز ایران در دفاع از سه عنصر ارزشمند امنیت ملی، منافع ملی و وحدت ملی در تحقق این دو حماسه بزرگ فراهم خواهد ساخت.
 
 15- خط قرمز ملت هوشیار ایران را در مواجهه با هر نوع جریان سیاسی در برابر توطئه‌های خارجی مشخص خواهد کرد.
 
 16- بر درخشش و اقتدار جمهوری اسلامی ایران در عرصه معادلات سیاسی جهان افزوده و ریشه هر نوع فتنه خارجی و داخلی را قبل از جوانه زدن بر پیکره نظام خواهد خشکاند.
 
 17- موجبات رسوایی هر نوع جریان سیاسی و جناحی را که بخواهد بر عزم و اراده ملت بزرگ ایران در خلق دو حماسه عظیم خللی وارد کند، بیش از پیش فراهم خواهد ساخت.
 
 18- موجبات حیرت و نا‌امیدی دشمن در طراحی توطئه‌های جدید علیه جمهوری اسلامی و امیدبخشی از شور و نشاط ملت بزرگ ایران را در عرصه معادلات سیاسی داخلی و خارجی فراهم خواهد ساخت.
 
 19- با این نامگذاری هوشمندانه هر جریان سیاسی که بخواهد بر وحدت کلمه مردم در خلق حماسه سیاسی و اقتصادی خللی وارد نماید، مطرود ملت سلحشور ایران و محکوم به همکاری با دشمنان انقلاب اسلامی خواهد بود.
 
 20- تحکیم سبک زندگی اسلامی و الگوی اسلامی - ایرانی پیشرفت از دیگر برکات این نامگذاری مبارک و حماسی خواهد بود.
 
منبع: سایت حرف آخر





نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : شنبه 7 اردیبهشت 1392 

 

دنیای غرب پس از ۲۰۰ سال سابقه‌ی اندیشه‌ورزی در اقتصاد و مدیریت، به این‌جا رسیده که چگونه مشارکت بخش غیر دولتی را در توسعه‌ی اقتصادی مهیا کند؟ یعنی چگونه از انگیزه‌های به‌اصطلاح صددرصد سودجویانه‌ی شخصی، پلی بسازد به سوی منافع جمعی؟ این‌که چگونه تناقض میان خودمختاری سرمایه‌داران و واگذاری امور به دست نامرئی بازار با مسئولیت دولت در تأمین و تدارک نیازهای اساسی همه‌ی طبقات اجتماعی و انسجام‌بخشی به اقتصاد ملی را حل و فصل کند؟
 در حالی که گمشده‌ی ذهنی من این بود که چگونه بین مردم و پیشرفت و سازوکار اقتصادی ارتباط برقرار می‌شود، عزیزی از نسل اولی‌های انقلاب و پیش‌کسوتان مبارزه و جهاد، در مسیر مطالعات و پیگیری‌های میدانی‌ام قرار گرفت و زمینه‌ی آشنایی مرا با تجربه‌ای بزرگ و مغفول‌مانده فراهم ساخت؛ «جهادسازندگی» در دهه‌ی اول انقلاب. از اولین اسناد تاریخی که نشانی‌اش را به من داد، بیانات امام خمینی رحمت‌ الله‌ علیه بود که در همان ماه‌های اولیه پس از پیروزی انقلاب، برای تشکیل جهاد سازندگی فرمان داده بودند:
«این دیوار شیطانی بزرگ که شکست، پشت آن دیوار خرابی‌های زیاد هست [...] ناچاریم که به ملت متوجه بشویم برای سازندگی [...] و بحمدالله ملت ما راجع به سازندگی، این مهیابودن خودشان را اعلام کرده‌اند. دانشجوهای عزیز، متخصصین، مهندسین و بازاری، کشاورز، همه‌ی قشرهای ملت، داوطلب برای این است که ایرانی که به طور مخروبه به دست ما آمده است، بسازند. از این جهت، باید ما بگوییم یک جهادسازندگی [...] که همه‌ی قشرهای ملت، زن و مرد، پیر و جوان، دانشگاهی و دانشجو، مهندسین و متخصصین، شهری و دهاتی، همه با هم باید تشریک مساعی کنند [...] ما دستمان را پیش ملت دراز می‌کنیم و از ملت می‌خواهیم که همه در این نهضت شرکت کنند [...] و البته مأمورین دولت در هرجا مردم با آنها تشریک مساعی کنند، تحت نظر اشخاص کارشناس، مأمورین دولت کارها را انجام بدهند و روحانیونی که در همه‌جا در بلاد بحمدالله هستند، در این امر آنها هم تشریک مساعی کنند، نظارت کنند.»۱
 این بود که مسیر تحقیقاتم را با هدف آواربرداری از تجربه‌ی مغفول‌مانده‌ی جهاد سازندگی و الگوگیری از آن برای امروز بازسازی کردم. ضمن این‌که از حدود چهار سال پیش - شروع دهه‌ی چهارم انقلاب - نام‌گذاری سال‌ها و تبیین رهبر معظم انقلاب از آنها، پاسخ معمای فوق‌الذکر را بیشتر برایم تشریح می‌کند.
 از آن‌جا که پاشنه‌ی اقتصاد نامیمون غرب بر مصرف‌زدگی به عنوان یک امر مقدس و خدشه‌ناپذیر استوار است، «اصلاح الگوی مصرف» هدف‌گیری شد. بنا بر این اصل که در اسلام، کار ارزشمند است و نه پول، «کار مضاعف» مطرح گردید. وقتی کشور با برنامه‌ها و تهدیدات بیش از پیش اقتصادی دشمن مواجه شد، «جهاد اقتصادی» فرمان داده شد. زمانی که جراحی ساختاری اقتصاد در محافل علمی و سیاست‌گذاری بر سر زبان‌ها افتاد و نیز ادامه‌ی خصمانه‌ی فشار اقتصادی، «تولید ملی» به عنوان خط مقدم جهاد اقتصادی گوشزد شد. حالا هم در این قائله‌ی جهاد اقتصادی که هجوم واضح دشمن انکارناپذیر است، رهبر معظم انقلاب «حماسه‌ی اقتصادی» را مطالبه کرده‌اند. سازوکار چیست و دست‌یابی به این افق بلند، چه نقشه‌ای می‌طلبد؟
از جنس جهاد
 «حماسه» اساساً در بطن جهاد متولد می‌شود. هیچ حماسه‌ای فارغ از هیچ جهادی قابل تصور نیست. این جهادگران هستند که حماسه می‌آفرینند. حماسه‌سازی، امری خودبه‌خودی و غیر ارادی نیست که از عهده‌ی هرکسی برآید. دوراهی‌های بی‌شمار و تردیدها و افق‌های کوتاه و منافع مادی و امثال این‌ها نمی‌گذارد هرکسی بتواند حماسه خلق کند. اما حماسه‌ساز جهاد اقتصادی کیست؟
 اگر پذیرفته‌ایم که بسامان‌کردن امور اقتصادی از جنس «جهاد» است و جهاد نیز لاجرم «همگانی» است و هیچ قشری در آن بی‌سهم نیست وحماسه‌ی اقتصادی هم باید در بطن همین جهاد اقتصادی متولد شود، پس حماسه‌آفرینی یک کار جمعی است و حماسه‌سازان، جهادگرانی هستند که با عزم و اراده‌ای تبلوریافته و قاطع، نقش خود را در خلق حماسه ایفا می‌کنند.
 جهاد سازندگی یک حماسه بود؛ حماسه‌ای اقتصادی که در دهه‌ی اول انقلاب متولد شد، آن هم با شعار «همه‌ با هم». همه‌ی اقشار به‌گرمی دست امام را فشردند و راهیِ روستاها و مناطق محروم شدند تا اقتضای آن روز انقلاب را که رفع محرومیت‌ها و خرابی‌های مانده از طاغوت بود، برآورده سازند. همچنین با اوج‌گرفتن دفاع مقدس، جهاد سازندگی نقش «سنگرساز بی‌سنگر» را به دوش کشید تا نیازهای مهندسی و سازندگی در جبهه‌ها را تأمین کند. این‌گونه بود که حضرت امام خمینی رحمت الله علیه درباره‌ی جهادگران سازندگی فرمودند: «باید اعتراف کرد که اینان، بزرگترین آبرو را به انقلاب اسلامی خود داده‌اند و با تعهد به اسلام و ایمان به خدای تعالی در این راه بهترین نمونه و الگو برای همه‌ی جوانان مسلمان و متعهد اسلامی گردیدند.»۲ 
 علاوه بر این، در پیام مهم ایشان به سران قوا مبنی بر بازسازی کشور که پس از پذیرش قطعنامه‌ی ۵۹۸ صادر کردند، تأکیدشان بر همان مؤلفه‌هایی بود که جهادسازندگی را پدید آورده بود: «بازسازی و سازندگی جز از طریق تعاون و هم‌فکری میسر نیست و این کشور متعلق به اسلام و همه‌ی ملت ایران است و همان‌گونه که در جنگ همه در کنار هم بودند، در صلح و سازندگی هم باید در کنار یکدیگر باشند.»۳
«مهم‌ترین عامل در کسب خودکفایی و بازسازی، توسعه‌ی مراکز علمی و تحقیقات و تمرکز و هدایت امکانات و تشویق کامل و همه‌جانبه‌ی مخترعین و مکتشفین و نیروهای متعهد و متخصصی است که شهامت مبارزه با جهل را دارند و از لاک نگرش انحصاری علم به غرب و شرق به‌در‌آمده و نشان داده‌اند که می‌توانند کشور را روی پای خود نگهدارند. إن‌شاءالله این استعدادها در پیچ و خم کوچه‌های ادارات خسته و ناتوان نشوند!»۴
 «مبارزه با فرهنگ مصرفی که بزرگ‌ترین آفت یک جامعه‌ی انقلابی است و تشویق به تولیدات داخلی و برنامه‌ریزی در جهت توسعه‌ی صادرات و گسترش مبادی صدور کالا و خروج از تکیه به صادرات نفت و نیز آزادی صادرات و واردات و به طور کلی تجارت بر اساس قانون و با نظارت دولت در نوع و قیمت»۵
 «استفاده از نیروهای عظیم مردمی در بازسازی و سازندگی و بهادادن به مؤمنین انقلاب، خصوصاً جبهه‌رفته‌ها، و توسعه‌ی حضور مردم در کشاورزی و صنعت و تجارت و بازسازی شهرهای تخریب‌شده و شکستن طلسم انحصار در تجارت داخل و خارج به افراد خاص متمکّن و مرفّه و بسط آن به توده‌های مردم و جامعه.»۶ 
 اما این مؤلفه‌ها متأسفانه مغفول ماند. اعتقاد برخی برنامه‌ریزان اقتصادی بر جدایی مسیر توسعه از عدالت، تهی‌بودن برنامه‌های توسعه‌ی اقتصادی از ابعاد فرهنگی و اجتماعی، اعتقاد به تئوری رفاه‌طلبی آگاهانه، اضمحلال یا ادغام نهادهای مردمی برآمده از انقلاب که در پیشرفت اقتصادی نقش عاملیت داشتند و دولت‌مداری محض در ساختارها و نهادهای دولتی به همراه عواملی دیگر، دست به دست هم داد تا به‌تدریج باورها و فرهنگ عمومی نیز در زمینه‌ی پیشرفت اقتصادی دچار آفت شود و مصرف‌زدگی و اسراف، جای روحیه و فرهنگ جهادی را بگیرد. تا آن‌جا که مقام معظم رهبری نیز اذعان کردند که:
«عادتهاى ما، سنتهاى ما، روشهاى غلطى که از این و آن یاد گرفته‌ایم، ما را سوق داده است به زیاده‌روى در مصرف به نحو اسراف.»۷
همه با هم
 حالا اما در پی مطالبه‌ی رهبر معظم انقلاب مبنی بر تقویت روحیه‌ی جهادی و ایثارگری در میان توده‌ی مردم، زمینه‌ی خلق حماسه‌هایی حتی بزرگ‌تر فراهم آمده و زمان آن رسیده که «همه با هم» و متکی بر توانایی جوانان و متخصصان و مؤمنین به انقلاب، مسیر طولانی اما روشن و رو به آینده را در جهاد اقتصادی بپیماییم و دوباره حماسه‌هایی درخور الگوگیری کشورهای دیگر خلق کنیم؛ همچنان که روزی اقشار مختلف به فرمان امام‌شان راهی روستاها و مناطق محروم شدند و چنان حماسه آفریدند که امروز از دانشگاه‌های برتر غرب، محققینی برای شناخت و درک آن تجربه راهی ایران می‌شوند.
 امروزه هسته‌ها و تشکل‌ها و جنبش‌های متعددی در میان جوانان و نهادهای نخبه‌پرور آنها نزج گرفته و در حال گسترش است. چند نمونه از این تشکل‌ها، حرکت‌های مبتنی بر عدالت‌خواهی، سیاست‌پژوهی، محرومیت‌زدایی، تحول علمی و مانند این‌ها است. امروز نه‌تنها وجود انبوه مخترعین و مبتکرین و مؤسسات فناور و دانش‌بنیان، جهش عمیقی را در عرصه‌ی سخت‌افزاریِ پیشرفت اقتصادی نوید می‌دهد، اراده‌ها و عزم‌های انباشت‌شونده و جنبش‌های در حال ظهوری در عرصه‌ی نرم‌افزاری و مدیریت توسعه و پیشرفت نیز در حال تبلور است و همین که به همگرایی و بلوغ لازم برسد، به مثابه‌ی موتورهای مردمی جهاد اقتصادی، دست به حماسه‌آفرینی‌های مکرر و عمیق و گسترده در عرصه‌ی پیشرفت خواهد زد.
 تسریع در رسیدن به این افق متعالی و الهی، مستلزم این است که باورها و مشهوراتی را که عامدانه و مُصرّانه در اذهان ما انباشته‌اند، به‌کلی بشوییم و به اصالت انقلابی خویش بازگردیم تا بلکه یک بار دیگر آرزوی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران را محقق کنیم که:
«چشم امید من به شما سازندگان پُر شور و نشاط اسلامی است.»۸
 
پی‌نوشت‌ها:
 
*کارشناس مسائل فرهنگی در حوزه‌ی اقتصاد
 ۱. صحیفه‌ی امام خمینی رحمت ‌الله علیه، فرمان تشکیل جهاد سازندگی ۱۳۵۸/۳/۲۶
 ۲. صحیفه‌ی امام خمینی رحمت ‌الله علیه ، نقش جهاد سازندگی در جبهه‌های جنگ تحمیلی ۱۳۶۱/۳/۲۷
 ۳. صحیفه‌ی امام خمینی رحمت ‌الله علیه ، سیاست‌های کلی نظام اسلامی در دوران بازسازی کشور ۱۳۶۷/۷/۱۱
 ۴. همان
 ۵. همان
 ۶. همان
 ۷. سخنان رهبر معظم انقلاب در جمع زائران و مجاوران حضرت امام رضا علیه‌السلام ۱۳۸۸/۱/۱
 ۸. صحیفه‌ی امام خمینی رحمت ‌الله علیه، تجلیل و تقدیر از جهادگران جهاد سازندگی ۱۳۶۷/۹/۱۴
 
منبع:پایگاه حفظ و نشر آثار آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی)





نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : شنبه 7 اردیبهشت 1392 

 

جرعه‏ اول
 
 «جهاد» در لغت به معناى تلاش کردن و به کار گرفتن نیرو و توان خویش براى تحقق بخشیدن یک هدف مى‌باشد؛ لکن چون از باب «مفاعله» است، معمولاً در مواردى به کار مى‌رود که نوعى همکارى، تقابل و رقابت در آن وجود دارد، بنابراین در «جهاد» معمولاً طرف دیگرى هم در کار است و دو طرف در برابر هم صف‏آرایى کرده، هر یک براى دستیابى به هدف خویش و پیروزى بر دیگرى به فعالیت مى‌پردازد و هر چه در توان دارد به‏ کار مى‌گیرد.
 پس شرط اول جهاد این است که در آن، تلاش و کوشش باشد و شرط دومش این است که در مقابل دشمن‏ صورت گیرد.
 امروز دشمن پس از مایوس شدن از حمله و تهدید نظامی، بر روی چند نکته اساسی دست گذاشته است. یکی از بارزترین آن‏ها مسئله اقتصادی و در واقع معیشت مردم است. دشمن به خیال خام خود می‏خواهد مردم را تحت فشارهای اقتصادی، از انقلاب و آرمان‏های والای آن جدا و با به زانو درآوردن کشور از لحاظ اقتصادی و با فلج کردن پایه‏های اقتصادی کشور، مردم را مایوس کند؛ لذا رهبر معظم انقلاب این تجاوز دشمن را از پیش شناسایی کرده و چندین سال است که با عناوین مختلفی چون «پیشرفت و عدالت»، «همت مضاعف، کار مضاعف»، «جهاد اقتصادی»، «تولید ملی حمایت از کار و سرمایه ایرانی»، «اقتصاد مقاومتی»  و از این قبیل، آحاد ملت را هوشیار کرده اند.
 
جرعه‏ دوم
 
امروز ما در شرایط اقتصاد مقاومتى قرار داریم. اقتصاد مقاومتی به این معناست که باید هم روند رو به رشد اقتصادى در کشور حفظ شود، هم آسیب‌‌پذیرى‌‌اش در مقابل ترفندها و حیله‏های دشمن کاهش پیدا کند.
 یکى از شرایط اقتصاد مقاومتی، استفاده از همه‌‌ ظرفیت هاى دولتى و مردمى است؛ به قسمی که هم از فکرها و اندیشه‌‌ها و راهکارهایى که صاحبنظران می‏دهند، استفاده کنیم، هم از سرمایه‌‌ها به طور بهینه بهره ببریم.
 از الزامات اقتصاد مقاومتى، کاهش وابستگی کشور به نفت است؛ این وابستگى، به قول مقام معظم رهبری میراث شوم صد ساله‌ ماست! و ما اگر بتوانیم از این فرصت بوجود آمده استفاده کنیم و تلاش نماییم که درآمد حاصل از نفت را با فعالیت‏هاى اقتصادى درآمدزاى دیگرى جایگزین کنیم، بزرگترین و مهمترین حرکت را در باب اقتصاد انجام داده‌ایم.
 در این زمینه می‏توان واحدهاى کوچک و متوسط را فعال کرد؛ زیرا امروزه عمده واحدهای بزرگ ما فعالند و سوددهی خوبی هم دارند، اما باید به فکر واحدهای متوسط و کوچک تولیدی بود؛ چرا که مستقیماً با معیشت مردم در ارتباط بوده و به مردمی کردن اقتصاد که از دیگر الزامات اقتصاد مقاومتی است، کمک می‏کند.
 
جرعه سوم
 
همان طور که رهبر انقلاب بارها اشاره کرده‏اند، اقتصاد اسلامی دو پایه اصلی دارد، یکی «افزایش ثروت ملی» و دیگری «توزیع عادلانه و رفع محرومیت درون جامعه‏ اسلامی».
 از طرفی باید کشور اسلامى، کشوری ثروتمند بوده، فقیر نداشته باشد و بتواند با ثروت و قدرت اقتصادى خود، اهداف والاى خویش را پیش ببرد و از طرفی فراموش نشود که هدف اصلی در کشور ما و در نظام جمهورى اسلامى، چیزی نیست جز تامین عدالت.
 اینکه کشور ثروتمند شود، تولید ناخالص ملى بالا برود و به خودکفایی برسیم، اما ثروت‏ها در گوشه‏‏اى و به نفع عده‏ای جمع شود و عده کثیرى از مردم همچنان فقیر بمانند، با مکتب ما سازگاری ندارد؛ به عبارتی دیگر افزایش ثروت ملی، مقدمه‏ای است برای تامین عدالت.
 و اما بزرگترین گام در راه استقرار عدل، رفع محرومیت از طبقات محروم و تهیدست و کم درآمد است؛ قشری که به فرموده بنیان‏گذار انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی (ره)، ولی نعمتان مایند که  همواره و با تمام وجود، از انقلاب و اسلام دفاع کرده اند و با وجود تمام سختی‏ها و محرومیت‏هایی که کشیده‏اند، بیشترین بار نظام را به دوش کشیده‏اند.
 
جرعه‏ چهارم
 
مسئله‌ اشتغال و کارآفرینى، مسئله بسیار مهمی است و پرداختن به این موضوع، جهادی است فى‌سبیل‌اللَّه؛ حرکت در این راه، نه صرفاً یک اولویت، بلکه ضرورت امروز کشور ماست.
 امروز، آبروى اسلام در گرو آن است که ایران اسلامى پس از تحمل این همه دشمنی و کارشکنی، به کشورى آباد تبدیل شود، کار و تلاش در آن فراگیر باشد، زندگى مردم سروسامان، فقر و محرومیت ریشه‏کن، تولید داخلى با نیازهاى مردم متعادل و کشور به خودکفایى برسد.
 امروز جهانیان و بخصوص کشورهای اسلامی به پا خاسته نظاره‏گرند که آیا جمهوری اسلامی با آن آرمان‏های والا، با آن مردم دلیر و انقلابی و با آن عزم راسخ، می‏تواند روی پای خود ایستاده و زیر بار تحریم‏ها نه تنها قد خم نکند، بلکه شکوفا شود.
 عده‏ای می‏گویند، پیشرفت در زندگی مادی و معنوی و رونق معیشت مردم، با جهاد سنخیتی ندارد؛ اینان با الفبای جهاد آشنایی ندارند.
 بدون جهاد هیچ چیز نصیب انسان نمی‏شود؛ نه دنیا و نه آخرت. بدون جهاد یک ملت نمی‏تواند سرش را بالا بگیرد و طعم عزت را بچشد. کشور ما اگر امروز شأن و موقعیتی در جهان پیدا کرده، به برکت مجاهدت‏های آحاد ملت در عرصه‏های مختلف بوده و هست.
 
 
جرعه‏ پنجم
 
حرکت‏های جهادی باید توجه خود را به نیازهای اساسی مردم معطوف کنند؛ به عنوان مثال در عرصه کشاورزی و دامپروری ورود کرده و موانع و مشکلات را با راهکارهای علمی، مطالبه‏گری از مسئولان و بسیج کردن آحاد مردم برطرف نمایند؛ به گونه‏ای که محصولات اصلی کشور در داخل تولید شود.
 این ها مواردی دور از انتظار نیست و اصلاً چنین انتظاری از حرکت‏های جهادی، خصوصاً  دانشجویان می رود؛ مانند روزهایی که کشورمان از نعمت جهاد سازندگی برخوردار بود و جهاد سازندگی توانست در این حوزه، کشور را از واردات مواد لبنى بى‌نیاز سازد  تا جایی‏که امروز محصولات لبنی ما به دیگر کشورها صادر می شود.
 
 
جرعه‏ ششم
 
آنچه که امروز متاسفانه شاهدیم این است که هنوز ارتباط سازمان‌یافته و مشخصی میان صنعت و دانشگاه برقرار نشده ‏است؛ دانشجویان در فضایی کاملاً آکادمیک و به دور از فضای عملی، چندین سال به تحصیل علم می‏پردازند، در حالی که با مشکلات واقعی صنعت دست ‏و ‏پنجه نرم نمی‏کنند؛ این در حالی است که ایجاد نظام صحیح میان صنعت و دانشگاه، علاوه بر حل معضل بیکارى و ایجاد اشتغال، باعث صرفه‌جویى ارزى و استقلال صنعتى کشورمان خواهد شد.
 از آن مهم‏تر اینکه، دانشجو باید با اقشار مختلف جامعه در ارتباط باشد، باید مسائل را از نزدیک لمس کند تا بتواند از پتانسیل دانشگاه برای رفع علمی و عملی مشکلات مردم استفاده کند. در غیر این صورت مطلبی می‏خواند، مقاله‏ای می‏نویسد و پروژه‏ای انجام می‏دهد که بعضاً هیچ ارتباطی با نیازهای واقعی جامعه ندارد.
 در این خصوص تشکل‌هاى دانشجوئى و به طور ویژه گروه‏های جهادی بیشترین وظیفه را به‏عهده دارند؛ هم چنان که یکی از اهداف اصلی تشکل‌هاى دانشجویى، استکبارستیزی و کمک به پیشرفت کشور است.
 حوزه فعالیت حرکت‏های جهادی باید آن‏چنان گسترده، عمیق و علمی شود که بتواند جامعه دانشگاهی کشور را با مناطق محروم کشور پیوند دهد. وقتی قشر دانشگاهی ما به مناطق محروم سرکشی کند، مشکلات را از نزدیک ببیند، طبعاً تفکر پیگیرى اقتصاد عدالت‌محور در او زنده می شود.
 
  
جرعه‏ هفتم
 
از مجموع مطالب گفته شده این طور نتیجه می‏گیریم که با توجه به شرایط کنونی انقلاب، باید به عرصه اقتصادی و بهبود معیشت مردم با تمام قوا ورود کنیم؛ این ورود باید ویژگی‏هایی داشته باشد که مهم‏ترین آنها جهاد‏گونه، آگاهانه، مردمی، عدالت محور و در تماس نزدیک بودن با اقشار ضعیف جامعه و به عبارتی همراه بودن با عشق و ایمان، بصیرت و همت است.
 در اینجا نقش حرکت‏های جهادی، بخصوص دانشجویی کاملاً مشخص است. می‏توان گفت، مسئله‌ توجه به پیشرفت کشور با نگاه اقتصادى عدالت‌محور، ثمره حرکت های جهادی دانشجویی است.
 با جهاد و با بصیرت، با حضور
 با نشاط و علم و ایمان، عشق و شور
 می شود ایران اسلامی ما
 کشوری آباد در اوج سرور
 
منبع:  سایت حرف آخر
 





نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : شنبه 7 اردیبهشت 1392 

 

یکی از راه ها و شیوه های رهنمون سازی و هدایت هدفمند جامعه به سمت و سوی رشدی همه جانیه و فراگیر در تمامی عرصه ها و حوزه های حیات سعادتمند جامعه اسلامی که با هدف دستیابی به آمال و آرزوهای کمال گرایانه و ترسیم شده برای یک اجتماع متعالی و اسلامی صورت می گیرد، ارائه برنامه ای جامع، ریل گذاری شده و کلان نگر برای تمامی سطوح، طبقات و آحاد مختلف جامعه است.
 در این راستا طرح ها و برنامه های مختلفی بر اساس نیاز و موقعیت و برای نیل به این اهداف ارائه می گردد؛ یکی از برنامه های بسیار کارآمد با سبقه ای بیش از یک دهه در کشور، تعیین عنوان و شعاری است که در عین کوتاهی، خلاصه نویسی و مختصر گویی دارای جمع جهات باشد و بتواند حق مطلب را به نحو احسن ادا نماید. این عنوان، کلمات و جملات در عین حال که از جامعیت لازم برخوردار است باید دارای ظرفیت و توانایی برنامه ریزی و سازماندهی و بکارگیری تمامی پتانسیل های موجود برای به بالفعل در آوردن و دستیابی به نقطه هدف گذاری شده نیز باشد.
 همزمان با آغاز سال نو شمسی، هر سال از سوی مقام معظم رهبری نامگذاری می شود و سنتی جاری، نیکو، حسنه و بسیار هوشمندانه است و این پیام، فصل الخطابی است آگاهانه و بایسته که با توجه به شرایط و مقتضیات زمانی و مکانی برای تمامی اقشار و لایه ها و سطوح مختلف جامعه اسلامی تبیین شده و با ابلاغ رسمی از سوی معظم له برای اجرا، در سطح جامعه ساری و جاری می گردد.
 سال 92 با عنوان حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی نامگذاری شده که این عناوین برای وضعیت حال جامعه ما و نیز رویدادهایی مهمی که در این سال در در پیش روی داریم بسیار لازم و ضروری بوده و حاکی از انتخابی زیرکانه، با ذکاوت و بسیار خردمندانه است.
 
الف- حوزه سیاسی:
 
 
برگزاری همزمان دو انتخابات مهم در سال 92، نماد مردم سالاری دینی را بار دیگر در معرض دید ناظران و افکار عمومی جهانی قرار می دهد؛ انتخابات یازدهم ریاست جمهوری و همچنین شوراهای اسلامی شهر و روستا درسراسر کشور که در اوایل سال 92 برگزار خواهد شد و با توجه به حساسیت موضوع انتخاب رئیس دولتی که بتواند سکاندار جامعه اسلامی در حوزه اجرایی باشد بسیار حایز اهمیت است؛ چرا که انتخاب اصلح با داشتن شرایط حداکثری نسبت به بقیه رقبا، همواره از دغدغه هایی است که در تمامی انتخابات از حساسیت لازم برخوردار بوده و از سوی دیگر به خاطر جایگاه والای ریاست قوه مجریه در نظام اسلامی است که دشمنان نظام نیز از مدت ها قبل وارد میدان شده و با ارائه برنامه هایی جهت دار و تحلیل هایی یک جانبه و توأم با غرض ورزی در صدد ایجاد اخلال و مشکل در این امر مهم هستند. با عنایت به این امر مهم، انتخابات هم از سوی نظام و هم از سوی دشمنان نظام دارای اهمیت بسیار می باشد و تنها چیزی که می تواند در این خصوص دشمنان را مأیوس و دوستداران نظام را خرسند سازد خلق حماسه ای دیگر و حضور حداکثری مردم و رای بالا به فرد اصلح از میان کاندیداهاست، به همین منظوراز این مشارکت آگاهانه و فراگیر در واقع تولد حماسه ای دیگر تعبیر می شود و بیان این نکته نیز ضروری است که برگزاری با شکوه این دو انتخابات، پیام های زیادی را برای دشمنان در پی دارد.
 
ب- حماسه اقتصادی:
 
 
یکی از مهم ترین نیات استکبار جهانی در تحریم های مکرر و همه جانبه مردم ایران در حوزه اقتصادی، وارد ساختن فشار مضاعف و نفس گیر و ایجاد شورش های داخلی با هدف به تسلیم در آوردن مسئولان نظام می باشد. چیزی که تا کنون با درایت و تصمیمات آگاهانه مسئولان نظام که بخشی در قالب اقتصاد مقاومتی صورت گرفت دشمن را در دستیابی به اهداف شومش ناکام گذاشت و از این رو دشمن قطعاً در سال جاری و در پوشش و ظاهر دوستی و ارتباط، همچنان که از شواهد و قراین بر می آید در صدد تشدید فشارها و گسترده تر کردن دایره تحریم هاست؛ اگر چه در ورای اهداف اقتصادی ناشی از تحریم ها مسایل سیاسی پنهان شده و قصد نهایی و پلید استکبار جهانی، نابودی نظام اسلامی می باشد. آن چه از شرایط موجود و نقشه های غرب استنباط می گردد فشار همزمان تودمان اقتصادی و سیاسی به کشور است و به همین دلیل تنها مقابله هوشمندانه و همه جانبه جهت خنثی سازی و تبدیل تک به پاتک خلق حماسه در این دو حوزه است.
 در این راستا با توجه به این که تحقق این شعار نیاز به بسترها و زمینه های لازم در تمامی حوزه ها بخصوص حوزه سخت افزاری و نرم افزاری دارد باید تمامی داشته ها و امکانات موجود در این دو حوزه را وارد میدان نمود و بر تمامی سازمان ها، نهادها و دستگاه های اجرایی و سیاستگذاری و... و اشخاص حقیقی و حقوقی فرض و واجب است که با توجه به توانمندی ها و ظرفیت های خویش وارد عرصه اجرا شده و گام های عملی را برای عملیاتی کردن منویات مقام معظم رهبری بردارند.
 یکی از ظرفیت های بسیار غنی و فرصت های طلایی برای تحقق شعار سال، بهره گیری از فضای مساجد با توجه به پیشینه روشن و جایگاه والای آن که همواره از آغاز شکل گیری آن از صدر اسلام تا کنون، زمینه ساز الگو برای جامعه اسلامی بوده می باشد. به همین خاطر شایسته است از مساجد به صورت ویژه جهت تحقق این امر استفاده شود و در تمامی برنامه ریزی ها و تصمیم گیری ها مدنظر قرار گیرد.
 همچنان که با واکاوی و بررسی کارکردهای مختلف و متعدد مسجد از صدر اسلام تا به حال، نتایج و یافته هایی به دست می‌آید که حاکی از نقش انکار ناپذیر و محوریت و جامعیت مسجد در همه عرصه ها و زمینه های عبادی، مناسکی، آموزشی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، تربیتی، نظامی و قضایی است که در همه این بسترها جایگاه محوری مسجد در رهنمون سازی و هدایت جامعه اسلامی کاملاً مشهود است. اهمیت پایگاه مسجد در ساختار و شاکله جامعه اسلامی به اندازه‌ای است که در زمان حضور پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) در مدینه، خود اداره مسجدالنبی (صلّی الله علیه و آله) را به عهده گرفتند. در این مقال بر آنیم تا نقش و جایگاه مسجد در تحقق شعار سال در کارکردهای اقتصادی و سیاسی مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد:
 
کارکرد سیاسی:
 
 
اگر به آموزه های دینی که در سیره و سنت پیشوایان دینی ما همواره ساری و جاری بوده نظری توأم با دقت داشته باشیم درخواهیم یافت که امور دینی با امور سیاسى عجین و رهبرى اسلامی و حکومت در ارتباطی تنگا تنگ با یکدیگرند. در این خصوص فضایی به نام مسجد، بستر و محور ترویج و بسط اندیشه مشارکت فعالانه مسلمانان در جهت امور سیاسى و دینی به طور همزمان بوده است. به همین خاطر است که «دو واژه دین و سیاست، در آیین مقدس اسلام مقوله‏ى واحدى را تشکیل مى‏دهد. به عبارتى دیگر، عبادت و سیاست یک عنصر هم‏شکل هستند که به موازات هم در جهت اعتلاى کلمةاللَّه تعریف و تجلى مى‏یابند و به هیچ وجه قابل تفکیک از همدیگر نیستند. آنان که وجود یکى‏از این دو عنصر را مزاحم دیگرى تلقى کرده‏اند به بیراهه افتاده و مخاطب این کلام الهى شده‏اند که «فَاَیْنَ تَذْهَبونَ»1کجا به بیراهه مى‏روید!»2
 شعار «سیاست ما عین دیانت ماست» که از شعارهای راهبری نظام اسلامی محسوب می شود و از سوی معمار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه) تبین شده است نیز براساس همین آموزه ها صورت گرفته است.
 از میان کارکردهای بسیار متنوع و متعدد مساجد می توان اذعان نمود که کارکرد سیاسی مسجد از مهم ترین آن ها به شمار می رود. «از آن جا که در حکومت اسلامى ‏میان مقامات مسوول و توده‏هاى مردم جدایى نیست و مسلمانان مى‏توانند بر مسیر و جهت‏گیری هاى حکومت و بر روند امور جامعه نظارت کنند و موضع خود را در مسائل سیاسى به طور آشکار اعلام نمایند و با ارایه برنامه‏ها، طرح ها و پیشنهادهاى سازنده حکومت را یارى دهند. بر همین اساس پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) پس از بنیانگذارى نظام نوین اسلامى در مدینه و به منظور دخالت مسلمانان در شیوه حکومت و آگاه ساختن آنان با اهداف سیاسى اسلام، مسجد را که مرکزى عمومى و محل تجمع مسلمانان براى اداى فرایض دینى بود به عنوان پایگاه حکومت و نهاد سیاسى اسلام برگزید. باید یادآورى کرد که مسجد از نظر عملکردهاى سیاسى در دوره‏هاى بعد نیز همچنان فعال بود و بیشتر امور سیاسى آن روز مانند معرفى خلیفه مراسم بیعت با وى، عزل و نصب استانداران و دیگر کارگزاران و مسوولان مملکتى، نشست هاى مشورتى، تحریض و ترغیب مسلمانان براى جهاد با کفار و... همگى در مسجد صورت مى‏گرفت. به این ترتیب، مسجد از آغاز حیات سیاسى‏اش در زمان رسول‏اکرم(صلّی الله علیه و آله) تا اوایل عصر عباسى، مرکز کل فعالیت هاى سیاسى جهانى اسلام به شمار مى‏رفت.»3 به همین دلیل برجسته در شیوه اداره حکومت توسط نبی مکرم اسلام (صلّی الله علیه و آله) بود که نقش سیاسى مسجد از جایگاهی والا برخوردار و از آن پس به عنوان یک نهاد سیاسى در میان اجتماع مسلمانان محسوب شد که مهم ترین نتیجه ای که از این رویکرد نسبت به مساجد می توان متصور شد زمینه‏سازی آن برای ایجاد بسیاری از تحولات ژرف و جنبش های اصلاحگرایانه در میان جوامع مختلف اسلامى است.
 در طول تاریخ حیات این مکان مقدس، رابطه مسجد و سیاست به چند صورت نمود یافت. «یکى در این واقعیت هویداست که مسلمانان در پى هر فتح همواره مى‏کوشیدند مسجد اصلى خود را در مرکز شهر و در مجاورت محلّ زندگى حاکم که معمولاً دارالاماره نامیده مى‏شد ایجاد کنند. در برخى شهرها مسجد چنان نزدیک «دارالاماره» ساخته مى‏شد که هر دو ساختمان ظاهراً به هم متّصل بودند. این پیوستگى نزدیک نشانگر این عقیده همگانى بود که تمام قدرت سیاسى و مذهبى در دست حاکم است: «خصلت ذاتى اسلام آن است که سیاست و مذهب نمى‏توانند از یکدیگر جدا باشند. یک تن، حکمران و مجرى تمام اختیار این هر دو مورد بود و یک ساختمان، یعنى مسجد مرکز ثقل سیاست و مذهب. همچنین رابطه‏ى مسجد و سیاست را مى‏توان از این جا نیز دریافت که بیت‏المال همیشه در مسجد اصلى شهر نگهدارى مى‏شد.» 4ازکارکرد های دیگر سیاسی مسجد در صدر اسلام که توسط پیامبر مکرم (صلّی الله علیه و آله) در آغاز شکل گیری حکومت اسلامى در مدینه صورت می گرفت فرمان‏هاى غزوات، مشاوره در مورد صلح و جهاد و سرانجام در مسایل حقوقى و فراخوان عمومى براى یادگیرى فرمان‏هاى الهى بوده است که از این تاریخ کم کم مسجد پذیرای نقش اصلی خود به عنوان مقر حکومتى اسلامی شد و در همین راستا بود که ایشان بسیاری از وفدها، هیئت ها و فرستادگانی را که از اقصا نقاط به مدینه می آمدند در مسجد پذیرا می شد و با آن ها به گفتگو می پرداخت که یکی از محورهای اصلی مباحث ایشان در این جلسات، مسائل مربوط به دین تازه اسلام و سیاست مبتنی بر این آیین جدید بوده است. به همین منظور یکى از ستون هاى مسجدالنبی، استونه الوفود نام گرفت و این ستون جایگاه ویژه‏اى براى پذیرش و دیدار با هیئت‏ هاى نمایندگى قبایل و دولت‏ها و مذاهب خارجى بود. در همین مکان (ستون) مسجد بود که دیدار پیامبر با این هیئت‏ها انجام مى شد و با توجه به این حقیقت است که افکار عمومى جامعه اسلامى در زیر سقف مسجد و بر اساس شوراها شکل گرفت.
 مارسل بوازار در کتاب «L' Humaisme de l' islam» در بخش «اسلام در جهان امروز» راجع به نقش نیرومند مسجد در فرهنگ، اقتصاد، سیاست و وحدت مسلمانان چنین مى‏نویسد: «مسجد، عامل نیرومندى در همبستگى و اتحاد مسلمانان جهان است. مخصوصاً در روزگار معاصر که مسلمانان شور و حرارت صدر اسلام را دگرباره از خود نشان مى‏دهند مساجد به صورت مراکز تربیت روحانى و پایگاه جنبش امت مسلمانان نسبت به ستمگران و سلطه‏جویان درآمده است. اقامه نماز جمعه وسیله‏اى براى گردهمایى مسلمانان در روز تعطیل و طرح مسائل مهم اجتماعى و بحث و گفتگو در باب کمبودهاى رفاهى و تصمیم‏گیری هاى سیاسى و غیره است و در سال هاى اخیر و در ممالک آزاد شده اسلام که به سوى پیشرفت اقتصادى و حاکمیت سیاسى مى‏روند کارآیى بسیار داشته است.5 همچنین مسلمانان به واسطه «مراسم گوناگونى چون اعیاد، تولد پیشوایان دینى، عاشوراى حسینى و... در مساجد حضور مى‏یابند و این وضعیت، ارتباط جمعى میان مسلمانان را تقویت و فرصت مناسبى براى روشنگرى سیاسى و تنویر افکار عمومى مسلمانان را فراهم مى‏سازد.»6
 در این راستا حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه) به عنوان بنیانگذار این حرکت بزرگ اسلامی با الگوبرداری از تاریخ صدر اسلام و «نقش تعیین کننده مساجد در دوران حکومت حضرت رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) و حضرت علی (علیه السلام)، موفق شد تا کارکرد سیاسی مسجد را در تاریخ معاصر احیا نماید. به گونه ای که پیروزی انقلاب اسلامی ایران بر محور مسجدها، ساختار سیاسی حاکم بر نظام بین المللی را به چالش کشاند و طرحی نو در اندیشه سیاسی ارائه داد. به فرمایش ایشان نقش مسجد به لحاظ سیاسی و تحولات اجتماعی از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده و غفلت جوامع اسلامی از تأثیر سیاسی مسجد ها، عمده ترین عامل مشکلات مسلمانان در تاریخ معاصر است. مسائل و معضلات و تمامی گرفتاری های جوامع اسلامی به خصوص در دو قرن اخیر، تنها در اثر توجه به بعد عبادی مسجد بوده که نتایج آن، سلطه استعمارگران بر سرزمین های اسلامی و غارت منابع دنیای اسلام گردید. به بیان بهتر و دقیق تر در اندیشه بنیانگذار جمهوری اسلامی تا شرک و کفر است مبارزه هست و تا مبارزه است ما هم هستیم و در این راستا، مساجد مهم ترین مرکز مبارزه مسلمانان است. لذا هشدار می دهد مسجد سنگر است، سنگرها را پر کنید، زیرا شیاطین از مساجد می ترسند.»7
 با توجه به همین نگرش سیاسی و عبادی حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه) «هشدار به مردم مبنی بر این که اهداف برگزاری نماز جماعت در مسجدها صرفاً عبادی نیست، بلکه باید به جنبه سیاسی نماز هم توجه کنند نقش بسیار مهمی در حرکت مردم به سوی فعالیت های سیاسی داشته است؛ زیرا امام از آنان خواست تا در مساجد، مسائل روز را مورد نقد و بررسی قرار دهند و علیه برنامه های دشمن بر ضد کشورشان فریاد بزنند. همچنین آن حضرت در مقابله با حرکت رژیم، با توجه به شرایط زمانی با اتخاذ مبارزه منفی، دولت و برنامه هایش را به چالش کشاند. توضیح این که امام با طرح تعطیلی مساجد در ماه مبارک رمضان در سراسر کشور در صدد برآمد تا با توقف فعالیت مسجدها در این ماه، افکار عمومی را علیه رژیم بسیج نماید.»8
 در حوزه کارکرد سیاسی مسجد از نقش تأثیر گذار اقامه نماز جماعت که به صورت همایش معنوی در طول شبانه روز چند بار با اجتماع مسلمانان شکل می گیرد نباید غافل شد. «در یک تحلیل نهایی می توان گفت برگزاری نماز جماعت فضای مناسبی است تا راه نیکی و تقوا بر روی مسلمانان گشوده شود. تنویر افکار، ایجاد همبستگی نیروهای مسلمان بر محور دستورات الهی در زمینه های مختلف سیاسی – اجتماعی، عمده ترین عامل هدایت مردم برای حراست از سلامت جامعه و باز داشتن از ارتکاب معاصی است. چنان چه که رسول گرامی اسلام در آغاز رسالت خویش، در اوج فشار و اذیت و آزار مشرکین، در پیش چشم مشرکان در مسجدالحرام نماز جماعت برگزار می کردند. در این باره سخنرانی سیاسی و افشاگرانه بانوی قهرمان کربلا حضرت زینب (علیها السلام) و امام سجاد (علیه السلام) در دوران اسارت در مساجد کوفه و شام می تواند الگوی برجسته مبارزه علیه ظلم و ستم باشد. بنابراین، نگاه معصومین از مسجد صرفاً جنبه عبادی، آن هم به صورت فردی نداشته است؛ چه بسا نتایج اثربخش سیاسی و اجتماعی نماز جماعت در ایجاد وحدت مسلمانان می باشد که اهل بیت به حضور شیعیان در نماز جماعت اهل تسنن تأکید دارند. » 9
 یکی از جلوه های مهم کارکرد سیاسی مسجد از صدر اسلام تا به حال که در آن بروز و ظهور پیدا نموده و یکی از ظرفیت های بسیار مناسب مساجد نیز به شمار می رود برپایی انتخابات در آن می باشد؛ چرا که انتخابات با مساجد از گذشته های دور تا به حال گره خورده است. حتی در صدر اسلام نیز بیعت با زمامداران و خلیفه مسلمین در مسجد انجام می گرفت و از این حیث مساجد توانسته اند این نکته مهم را به اثبات برسانند که توانایی و قابلیت نقش دهی به افکار عمومی جامعه در ایجاد فضایی مدنی در رقابتی سالم در میان کاندیداها دارند و با روحیه معنوی و سلامت نفسی که بر اهالی مساجد بویژه متولیان و مدیران آن حاکم است می توانند سلامت عمومی انتخابات را نیز از این طریق تضمین کنند. البته حضور مسجد در عرصه انتخابات که توأم با بسیج میلیونی اجتماعی همراه با شادابی و طراو تبخشی به این امر مهم می باشد میسر و ممکن نمی شود مگر با تلاش مضاعف و گسترده ائمه جماعات و متولیان مساجد. چون نفس مشارکت فعالان مسجدی در امر برگزاری انتخابات بر اساس نیتی خالصانه و خدایی می باشد در نتیجه هر اقدامی که از ناحیه آن ها صورت می گیرد همراه با قداست خواهد بود و به شدت از رقابت ناسالم و انحرافی پرهیز می شود. «انجام انتخابات در مساجد راهی برای ایجاد ارتباط سالم میان مردم و کاندیداها بوده و بستر معنوی مسجد باعث شکل گیری رابطه ای بدون انتقام گیری، دنیا طلبی و برتری جویی می شود و آرامش لازم را برای انتخاب کاندیدای اصلح مردم فراهم می کند. چرا که سخنرانان در دوره انتخابات در مساجد همواره با زبان و بیان کنترل شده ای با مردم صحبت می کنند و از این طریق با حضور قلب و آرامش لازم فضایی را ایجاد می کنند که باعث منحرف شدن از برنامه های سیاسی شان نشود.» 10
 در این میان نباید از نقش خطیر و برجسته ائمه جماعات مساجد، علما و روحانیون در جهت دهی برای برگزاری انتخاباتی پر شور و تشویق و ترغیب در حضوری پرشکوه مردم پای صندوق های رأی و انتخاب کاندیداهایی اصلح و خبره غافل شد. در هر حرکتی که تاکنون، چه در قبل و چه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در سطح جامعه شکل گرفت آن جایی که مسجد و مسجدی ها میدان دار این حرکت ها بوده اند نتایج حاصل از این حضور پر شور، غالباً موفقیت آمیز و دشمن شکن بوده است و با توجه به این که مساجد خاستگاه انقلاب اسلامی به عنوان بزرگ ترین حرکت سیاسی در تاریخ معاصر ما هستند این اماکن دارای وظیفه ای خطیر و رسالتی بزرگ و نیز ادای مسئولیتی انقلابی عهده دار می باشند.
 همان طور که ملاحظه شد «نقش مساجد در امور سیاسى بسیار مهم و حایزاهمیت بوده است؛ اما آن چه که در حال حاضر واجد اهمیت است بازنگرى در خرده نقش هاى سیاسى مساجد و به سازى آن متناسب با ضرورت‏هاى زمانى مى‏باشد. در این راستا مساجد باید در زمینه تشکل‏هاى سیاسى فعال شوند و در این زمینه برنامه و طرح‏هاى مشخصى را دنبال نمایند.». 11
 
کارکرد اقتصادى‏:
 
مباحث اقتصادی یکی از موضوعاتی است که در فضای امروز در جوامع انسانی از اهمیت زیادی برخوردار می باشد و به همین دلیل «مسائل اقتصادی از مهم ترین مسائل دولت ها و افکار عمومی است که بر سلطه سیاسی، فرهنگی و نظامی کشورها مؤثر است. اسلام، دینی کامل است که به همه جنبه های زندگی بشر توجه دارد و زندگی اقتصادی جامعه را نیز به خوبی هدایت کرده است. مسجد، یکی از نهادهای دینی است که جنبه های اقتصادی نیز دارد: تقویت حس خداباوری؛ کاهش هزینه های نظارت و کنترل مسجد به عنوان کانونی دینی با تقویت برتری های اخلاقی حس خداباوری را در افراد اهل مسجد بارور می کند و به این وسیله، در همه حال خدا را بر کارها و فعالیت های خود ناظر و شاهد می داند و بدون این که کسی بر آن ها نظارت کند کار خود را به بهترین شکل انجام می دهند.»12
 اگر چه این نکته مهم را باید مد نظر قرار داد که «کارکرد اقتصادى مسجد غیر مستقیم است و تأثیرى که بیشتر از طریق موعظه و نصیحت و نیز بیان احکام خرید و فروش و انجام کارهاى اقتصادى در آن صورت مى‏گیرد و نیز مطابق تاکیدات فراوان حضرت رسول اکرم(صلّی الله علیه و آله) و ائمه هدى‏ مبنى بر رعایت انصاف و عدالت در انجام معاملات و نیز انجام دادن کار اقتصادى، این امور فقط با هدف رضایت خداوند و رفع حوائج و نیاز مسلمانان و نه در نظر گرفتن انگیزه مادى و سودجویانه انجام می گیرد و زمینه ‏هایى را در جهت ایجاد رقابت سالم و تأثیر در روند معاملات و کارهاى اقتصادىایجاد می کند.»13
 اگر نظری به چگونگی ارتباط مسجد و امور اقتصادی در صدر اسلام داشته باشیم مشخص می شود که «اکثر تجّار و بازرگانان به محض این که وارد شهرها مى‏شدند به مساجد مراجعه مى‏کردند. با توجه به نقش محوری مساجد، حضور این تجّار و بازرگانان در این اماکن نشان از ورود کالاهاى جدیدى داشت که به محض اتمام نماز، خریداران کالا وارد بحث و مذاکره براى خرید و فروش یا مبادله مى‏شدند. اگر چه مستقیماً خرید و فروش در داخل مسجد انجام نمى‏گرفت و هنگام حضور در مسجد، اصل همه کارها بر محور عبادت و نیایش بود دید و بازدید و گفتگو براى تبادل و خرید بعد از انجام اعمال عبادى صورت مى‏گرفت و حتی بیت‏المال، در مسجد نگهدارى مى‏شد. خزانه یا دارالمال، معمولاً روى چند ستون مستقل در وسط مسجد ساخته مى‏شد تا از همه جهت در معرض دید باشد و کاملاً محافظت شود. علاوه بر بیت‏المال مسلمانان، اهالى محل یا شهر، اشیاى قیمتى خود را به آن جا مى‏سپردند. همچنین، تنظیم قراردادها در مسجد انجام مى‏گرفت و بازرگانان هنگام مسافرت هاى خود که اغلب به درازا مى‏کشید اموال با ارزش خود را در خزانه به امانت مى‏گذاشتند و پس از بازگشت، پس مى‏گرفتند.»14
 از دیگر خدماتى که در زمینه اقتصادى در زمان رسول خدا(صلّی الله علیه و آله) در مسجد صورت مى‏گرفت، «پخش کمک هاى مالى میان مسلمانان بود. در آن زمان هرگاه مالى از ناحیه‏اى به مدینه مى‏رسید آن را به مسجد پیامبر(صلّی الله علیه و آله) مى‏آوردند و با نظر آن حضرت میان مردم تقسیم مى‏شد. اموال عمومى در این مسجد تقسیم و غنایم جنگى نیز در آن جا میان مسلمانان توزیع مى‏شد. در صحیح بخارى آمده است: مالى را از بحرین براى رسول‏خدا(صلّی الله علیه و آله) آورده بودند. آن حضرت فرمودند: آن را در مسجد توزیع کنید. آن گاه رسول‏خدا (صلّی الله علیه و آله) براى اداى نماز به مسجد آمد. پس در کنار آن مال نشست و هیچ کس نبود مگر این که پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) چیزى از آن مال را به او بخشید.»15
 از انواع دیگر کارکرد اقتصادى که عمدتاً در مساجد و با مشارکت و همیارى و در جهت کمک اقتصادى به مردم، انجام مى‏گیرد، مى‏توان از تشکیل صندوق قرض‏الحسنه، ارائه خدمات بانکى اعم از حفظ سپرده‏هاى مردم و واگذارى وام بدون بهره که از طریق شوراى صندوق قرض‏الحسنه صورت می گیرد نام برد و این سنت حسنه قرون متمادى است که در بین مؤمنین نمازگزار مساجد انجام مى‏شود. با توجه به تأکیدات فراوان آیات و روایات در خصوص منع انجام معاملات ربا، تشکیل صندوق هاى قرض‏الحسنه از بهترین روش هاى اقتصادى براى رفع احتیاجات مالى و اقتصادى مردم مى‏باشد که خاستگاه اولیه تشکیل این نوع صندوق هاى خیریه و قرض‏الحسنه، مساجد بوده‏اند. علاوه بر آن مى‏توان از تشکیل فروشگاه ها و تعاونى‏هاى مصرف محله نام برد که توسط هیئت امناء مساجد جهت رفع نیازهاى ضرورى جمعیت، حوالى مسجد انجام مى‏گیرد. نوعی دیگر از فعالیت های اقتصادى که عمدتاً در مساجد صورت مى‏گیرد و بیشتر جنبه خیرخواهانه و بشر دوستانه دارد، جمع آورى پول براى مستمندان و نیازمندان، خرید جهیزیه براى خانواده‏هاى کم درآمد و فقیر، پیدا کردن کار براى بیکاران و نیز جمع آورى کمک و اعانه براى ساخت کارگاه هاى تولیدى و مراکز کوچک اقتصادى برای کمک رسانى به صورت خیرخواهانه و فى سبیل‏الله است.
 با توجه به این که در ادوار گذشته، مساجد در مراکز شهرها قرار داشتند و بازار در کنار آن ایجاد مى‏شد، اکثر مساجد داراى حجره‏ها و دکاکین بوده‏اند که درآمد حاصل از اجاره یا تجارت آنان براى مسجد هزینه مى‏شد و این درآمدها بخشى از فعالیت‏هاى اقتصادى مسجد را تشکیل مى‏داد که در راه کارهاى عام‏المنفعه، تعمیر و نگهدارى و توسعه مساجد یا کمک به ابن‏سبیل و فقیران و مستمندان هزینه مى‏شد.
 از دیگر راه هاى تأمین هزینه مساجد وقف مى‏باشد. معمولاً بعضى از مساجد داراى زمین، مغازه یا کارگاه‏هاى تولیدى هستند که با هدف توسعه و ترویج فرهنگ اسلامى توسط مومنین وقف می شوند و درآمد حاصل از این زمین ها بالنسبه صرف امورات فوق الاشاره مى‏شود. از دیگر نقش های غیر مستقیم مسجد در امر اقتصاد، اجرای جلسات وعظ و خطابه و سخنرانى ائمه جماعات و سخنرانان در مساجد در خصوص رعایت اخلاق اسلامى در معاملات اقتصادى مى‏باشد. با توجه به این که مساجد در اکثر کشورهاى جهان اسلام داراى محوریت اصلى بوده و در مرکز بازار و مرکز اقتصادى هر شهر مسجد داراى نقش فعالى است. و هنگام نماز مسجد محل مراجعه بازاریان، کسبه، و اصناف اطراف بازار مى‏باشد. امام جماعت نیز در هر جلسه از نماز، ضمن دعوت نمازگزاران که عمدتاً در فعالیت‏هاى اقتصادى فعالند آنان را به رعایت اخلاق اسلامى و اقتصادى، انصاف و عدل در معاملات و کارهاى اقتصادى دعوت مى‏کند که این موعظه و سخنرانى ائمه جماعات در مساجد، تأثیرى عمیق در نمازگزاران ایجاد کرده و به تبع، آنان نیز براى رعایت مسائل شرعى مجبور به فعالیت های سالم اقتصادى مى‏شوند.16
 در حوزه اقتصادی مساجد، راه های مختلفی وجود دارد که امکان ارتباط تنگاتنگ را در بین آن ها فراهم می سازد. مسجد با « تقویت دین داری و با توجه به فضای معنوی حاکم بر آن، نمازگزاران را به شیوه اسلامی تربیت می کند و در نتیجه آنان با پرداخت خمس و زکات به فقیران مسلمان کمک می کنند. انفاق و صدقه یکی از ارزش های اسلامی است؛ اجتماع مسلمانان در مسجد، روحیه تعاون و همکاری را افزایش می دهد و با پند و اندرز مبلغان دینی در مسجد، جریان های فقرزدایی در سطح جامعه افزایش می یابد. با قرار دادن صندوق صدقه، و کمک به فقیران در مسجد، شناسایی فقیران آبرومند به وسیله هیئت امنا و جمع آوری کمک های نمازگزاران، گام مهمی در زدودن فقر برداشته می شود. در فرهنگ اسلامی، قرض دادن و برطرف کردن نیازهای مؤمنان، کار پسندیده ای به شمار می آید. از سوی دیگر، مؤسسه های مالی، چون صندوق قرض الحسنه در رونق اقتصادی مؤثرند و این کار، افزون بر شکوفایی مساجد با تقویت سنت مذهبی قرض (وام)، در برطرف کردن مشکلات اقتصادی مردم نیز مؤثر است.»17
پی نوشت ها:
 1- قرآن‏کریم، سوره تکویر، آیه 26.
 2- رهبری، حسن، مسجد نهاد عبادت و ستاد ولایت، ص 250.
 3- فراهتى، عباسعلى، مسجد نخستین پایگاه عبادى سیاسى...، مجله مسجد شماره 18، ص 23 و ص 24.
 4- مکى سباعى، محمد، تاریخ کتابخانه‏هاى مساجد ، ص 39 تا 42.
 5- بوازار، مارسل، اسلام در جهان امروز (ترجمه محسن موّیدى)، ص‏101 و ص 102.
 6- فتحى و اجارگاه ، کورش، تأملى دوباره بر کارکرد مسجد، (مسجد نقطه وصل)، ص 18 .
 7- حسینی، زینب السادات، فروغ مسجد، ج7، ص 522.
 8- همان منبع.
 9- همان منبع.
 10- www.shabestan.ir
 11- فتحى و اجارگاه کورش، تأملى دوباره بر کارکردهاى مسجد، مسجد نقطه وصل، ص 18.
 12- www.shabestan.ir
 13- فراهتى، عباسعلى، مسجد نخستین پایگاه عبادى سیاسى...، مجله مسجد شماره 39، ص 56.
 14- موظف رستمی، محمد علی، آیین مسجد، جلد دوم، ص 158.
 15- همان منبع.
 16- همان منبع.
 17- www.shabestan.ir





نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : شنبه 7 اردیبهشت 1392 

 

امسال را رهبر معظم انقلاب اسلامی سال حماسه سیاسی و اقتصادی نام نهادند و مراد خود را بدون هرگونه تفسیری، صریح و روشن برای عامه مردم بیان نمودند.
 مع الوصف عده ای بلافاصله پس از سخنرانی ایشان در حرم رضوی با حاشیه زدن و تفسیرهای گوناگون به سخنرانی و خطبه خوانی پرداختند.
 
اما به راستی حماسه سیاسی و اقتصادی یعنی چه؟
نگارند با مراجعه به وضعیت موجود مملکت از خرداد 88 به این سو، توانست مصادیق بدیع و مبرهنی برای شعار امسال پیدا نماید.
 قبل از پردازش مصادیق و راهکارهای خلق حماسه سیاسی و اقتصادی باید به چند نکته دقت نمود:
 1- شعارهای سالیانه رهبری در اوایل سال جدید همگی حکایت از خلاء و نیاز اجتماعی جامعه و نظام بوده و صرفاً امری سمبولیک و نمادین نمی باشد.
 2- مخاطب اصلی این شعارها ابتدا دولت و سپس مسئولین نهادها و مردم می باشند.
 3- انصاف در برابر این شعارها، نگاه و رویکردی فرهنگی و دوری از برخورهای تبلیغاتی است.
 4- فرهنگ حلقه واسطه بین سیاست و اقتصاد می باشد. به عبارت دیگر فرهنگ، جهت دهی سیاست و اقتصاد را در جامعه برعهده دارد. بنابراین هرگونه راهکار و رویکرد بایستی برخاسته از فرهنگ انقلاب اسلامی باشد.
 با توجه به 4 نکته ای که گذشت می توان به خوبی به سؤالات ذیل پاسخ صحیح داد.
 
رابطه سیاست و اقتصاد چیست و کدام مقدم و برتری دارد؟
بی شک با نگاهی از سر تأمل و تدبر می توان این پاسخ را ابراز داشت که در حقیقت حماسه اقتصادی، محصول و نتیجه جهاد اقتصادی و اقتصاد مقاومتی است.
 اگر اقتصاد مقاومتی محقق نمی گشت آیا مردم می توانستند در مقابل تحریم های همه جانبه اقتصادی تحمل نمایند؟
 آیا با بالارفتن قیمت طلا، دلار، میوه جات، مواد مصرفی برای یک اعتراض مردمی کفایت نمی کرد؟
 حضور مردم در صحنه های اجتماعی جامعه علی الخصوص روز 22 بهمن در دهه فجر همه و همه حکایت از حضوری فراگیر و خادمانه و ازسر تکلیف و وفاداری می باشد.
 حضور صدها خبرنگار خارجی در دهه فجر امسال مخصوصاً در مسیر خیابان آزادی تهران برای نتیجه گیری نمودن از فشار شدید اقتصادی مردم در این ماهها بود که مردم با شعارهای خود پاسخی دندان شکن به ابرقدرتهای غرب و اروپا دادند.
 
حال براستی حماسه سیاسی و اقتصادی به چه معناست؟
نگارنده بر این باور است که:
 حماسه سیاسی یعنی حضور فراگیر مردم در صحنه دفاع از انقلاب، نظام و رهبری در بزنگاه های حساس است.
 حماسه سیاسی یعنی با انگ زدن های غیراخلاقی اجتماعی دیگران را از صحنه خارج نکردن است.
 حماسه سیاسی یعنی پیام ها و مواضع رهبری را به نفع اندیشه، سلیقه، جناح و گروه سیاسی خود مصادره و تفسیر نکردن است.
 حماسه سیاسی یعنی برای دوری از التهاب و بحران اجتماعی جامعه به جای شورای نگهبان تصمیم نگرفتن است.
 حماسه سیاسی یعنی بر اساس آموزه های شرعی و دینی رفتار کردن با رقیب است.
 حماسه سیاسی یعنی عدم عبور از رهبری به بهانه دفاع از ولایت و انقلاب اسلامی.
 حماسه سیاسی یعنی رعایت عدالت در ابزار مواضع سیاسی و عدم تخریب دیگران.
 حماسه سیاسی یعنی عدم افراط و تفریط در تأیید و یا انکار افراد.
 حماسه سیاسی یعنی ملاحظه منافع ملی مملکت و دوری گزیدن از هُری هُری مذهب در تحلیل حوادث اجتماعی.
 حماسه سیاسی یعنی کاندیدی که چند دوره با آراء اندک عدم اقبال سیاسی مردم به خود را دیده، به میدان نیامدن است.
 حماسه سیاسی یعنی اجازه تنفس به رقیب دادن در صحنه سیاسی مملکت بنا به فرموده رهبر معظم انقلاب است.
 حماسه سیاسی یعنی در اعلام مواضع بر اساس شرع و اخلاق عمل نمودن و دوری از تهمت و افترا زدن است.
 حماسه سیاسی یعنی مصادره نکردن انقلاب، رهبری، نظام به نفع خود.
 حماسه سیاسی یعنی دقت نمودن به حضور کسانی که نه بویی از مبارزات قبل از انقلاب دارند و نه سهم کوچکی در دوران دفاع مقدس داشته اند و می خواهند خود را انقلابی و رزمنده جلوه بدهند.
 و از سوی دیگر حماسه اقتصادی در همین راستا قابل تعریف است که:
 حماسه اقتصادی یعنی دوری گزیدن از زی تجمل پرستی و لذت جویانه در عرصه فردی و خانوادگی و اجتماعی.
 حماسه اقتصادی یعنی متناسب با فضای تحریم زندگی کردن.
 حماسه اقتصادی یعنی همراه و هماهنگ با مردم زندگی کردن.
 حماسه اقتصادی یعنی در شعار و عمل یکسان رفتار نمودن.
 حماسه اقتصادی یعنی فراموش نکردن جهاد اقتصادی.
 حماسه اقتصادی یعنی مسئولین و بالانشین ها درد مردم نجیب و عزیز انقلابی را درک نمودن است.
 حماسه اقتصادی یعنی بر اساس سیاست جمهوری اسلامی در معادلات اقتصادی در عرصه منطقه و جهانی وارد شدن.
 حماسه اقتصادی یعنی برای خریدن لباس فصل به کشورهای اروپایی نرفتن.
 حماسه اقتصادی یعنی باور کنیم عده ای با پنجاه هزارتومان ناقابل مشکل بزرگی از زندگی شان حل می شود.
 حماسه اقتصادی یعنی از بالای شهر نگاه نینداختن به پایین شهر.
 حماسه اقتصادی یعنی مدام نگوییم وضع خوب است و مردم هیچ مشکل اقتصادی ندارند.
 و حماسه اقتصادی یعنی.....
 
شما چه می گویید؟
امید است امسال بتوانیم با درک صحیح و عمیق و فراموشی کینه های بناحق در راستای صحنه نقش آفرین حماسه حضور مردم در انتخابات یازدهم ریاست جمهوری، کاری کارستان نمائیم.
 بی شک انتخابات سال 1388 بهترین و کامل ترین موضوع اجتماعی جامعه انقلابی ایران است که می تواند درس هاو عبرت های بزرگی در مورد افراد، جریانات سیاسی و ... داشته باشد که توجه به آنها در حقیقت بیمه نمودن انقلاب، رهبری و منافع ملی جمهوری اسلامی خواهد بود.
 برای همگان برای فهم، تعریف صحیح و عملیاتی نمودن شعار سال دعا می کنم و از خداوند متعال خواهانم دلهای ما را در این بهار سال جدید، بهاری و بارش بهاری را بر دل های ما ارزانی دارد.
منبع: سایت خبری تحلیلی 598





نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : شنبه 7 اردیبهشت 1392 
 

 


 
موضوعات
نويسندگان
آرشيو مطالب
امكانات